موضوعات ثابت و فطرى تشريع شده مانند نماز و روزه و حج و . . . كه تغييرپذير نيست ، همچون قوانين ثابتى كه در جهان آفرينش حكمفرماست و احكامى كه بر اساس موضوعات متغير وارد شده است كه با تغيير موضوع ، حكم عوض مىشود ؛ مثلا ما مىدانيم خريد و فروش خون و اعضاى بدن انسان در سابق جزء محرمات بود ، زيرا هيچ فايدهء مباحى نداشت ولى امروز كه براى نجات جان مصدومان يا پيوند اعضا آثار حياتبخش دارد كاملًا قابل خريد و فروش به قيمتهاى بالاست . امثال اين احكام در ميان احكام اسلامى كم نيست .
مسئلهء رنگآميزى موهاى سفيد كه در اين كلام نورانى به آن اشاره شده است نيز از همين قبيل بوده ، زيرا پغمبر اكرم در زمانى كه يارانش كم و در ميان اين عدهء كم جمعى از ريشسفيدان بودند اين دستور را صادر كرد تا چهرهء پيرمردان جوان شود و سبب ترس دشمن گردد . ( علاوه بر اينكه در روحيهء خود آنها نيز اثر مىگذارد و روح جوانى در آنها جوانه مىزند . ) ولى هنگامى كه شرايط عوض شد و جمعيت مسلمانان آن اندازه فزونى يافت كه وجود پيرمردان محاسن سفيد در ميان آنها تأثيرى در قوت و قدرت مسلمانان نداشت ، طبعاً حكم هم عوض مىشود . « 1 »
واضح است كه حديث « حَلالُ مُحَمَّد » اشاره به بخش اول است . شبيه اين موضوع چيزى است كه در بعضى از روايات آمده است كه از امام باقر عليه السلام سؤال شد كه ما شنيدهايم پيغمبر ( و يارانش ) در طواف با سرعت و شبيه دويدن حركت مىكردند آيا ما هم اينگونه عمل كنيم و يا به طور معمولى راه برويم ؟ آن بزرگوار
هامش
( 1 ) . منظور از تغيير موضوع اين نيست كه خون يا اعضا عوض مىشود و يا اينكه خضاب تبديل به چيز ديگرى مىشود ، بلكه مقصود آن است كه شرايط و ملاك و فلسفهء حكم تغيير مىيابد ؛ فلسفهاى كه به منزلهء قيد موضوع است . مثلًا خون بىفايده و مفيد دو موضوع است و خضاب زمان ضعف مسلمانان و خضاب زمان قوت دو موضوع محسوب مىشود .