در آغاز اسلام كه عدد مسلمانان كم بود و در ميان آنها گروهى از پيران نيز وجود داشتند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اصرار داشت كه پيران چهرهء جوان به خود بگيرند تا مايهء ترس و وحشت دشمن شوند و نشانى از ضعف در آنها ديده نشود به همين دليل دستور خضاب و رنگ كردن صادر شد . منتها براى اينكه دشمنان اعم از يهود و مشركان ، از نكتهء اين كار باخبر نشوند و دوستان نيز احساس ضعف نكنند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين دستور را مستند به عدم شباهت با يهود كرد كه اين كار را به خود اجازه نمىدادند .
امام عليه السلام به اين نكتهء دقيق اشاره مىكند كه هر حكمى تابع موضوع خود است ؛ اگر موضوع تغيير يابد آن حكم نيز عوض مىشود ، همانگونه كه اگر شراب سركه شود و يا كافر مسلمان گردد حكم آن تغيير پيدا مىكند .
امام عليه السلام مىفرمايد : موضوع اين حكم رعب افكندن در دل دشمنان از طريق جوان نمايى پيران بوده و اين مربوط به زمانى است كه عدد مسلمانان كم بود اما در عصر امام كه اسلام سراسر منطقه را فرا گرفته بود و حكومت اسلامى تثبيت يافته بود نه ترسى از مشركان وجود داشت و نه خوفى از يهود ، ديگر موضوعى براى رعب افكندن در دل دشمن از طريق رنگ كرد موهاى سفيد باقى نمانده بود .
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد :
سؤال اول اينكه ما معتقديم :
« حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَحَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة ؛
حلال و حرام اسلام تا دامنهء قيامت تغيير ناپذير است » . « 1 » و اين اصل با آنچه در اين حديث آمده چگونه سازگار است ؟
مرحوم مغنيه در شرح نهج البلاغهء خود پاسخ خوبى به اين سؤال داده است كه با توضيحى آن را مىآوريم : احكام شرع دو گونه است : احكامى كه بر اساس
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 58 ، ح 19 .