ستمديدگان استثمار شده و ناتوان مقهور چه بسا به زودى پيمانهء صبرشان لبريز گردد ، بدون ترس از مرگ از جاى بجنبند و همه چيز را در لحظهاى نابود كنند . خداى سبحان بر اين جامعه نوشخوار ستم پيشه ، صاعقهاى از عذاب خود مىفرستد و اين زمانى است كه آن مهلت كه به ايشان داده است به پايان رسد و زمان امتحان به سر آمده باشد : آرى ، در چنين زمانى به حياتشان پايان مىدهد و اين مكر خداست و مكر خدا را ايمن نتوان بود .
مكر عبارت است از پيچيدن دور چيزى و اين كه چيزى به فرد رسد از آن جا كه گمانش را نمىبرد و آن كه براى خدا مكرى را به حساب نياورد زيان مىبرد ، زيرا مىسازد بى آن كه براى سازهء خود ضمانتى داشته باشد . او همچون لشگرى است كه مرزهاى پشتى را براى خود استوار نمىسازد و تنها از يك جهت مىنگرد و گاه دشمن از پشت به دو مىتازد و از ميانش مىبرد . آدمى بايد / 392 پيامدهاى امور را در نظر بگيرد و از عوامل ويرانى و خرابى و ارزشهاى پيشرفت و تداوم غافل نماند .
[ 100 ] براى آن كه تو را بصيرتى نافذ باشد كه عوامل ويرانى را كه به ظاهر ديده نمىشوند بشناسى ، بايد از تاريخ عبرت گيرى و حال امتهاى پيشين را مطالعه كنى ، يعنى آن كسانى كه خداوند زمين را بعد از آنها به تو ميراث داده است . كسانى كه در گناهان خود غرقه بودند و دريچههاى قلوبشان بسته بود و نداى حقيقت را نمىشنيدند . تا بدانى كه تو نيز از سرنوشت آنان در امان نيستى بسا كه گناهانتان ريشهء شما را نيز بركند و دريچههاى دلهايتان بسته گردد و تمدنتان بر باد فنا رود .
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ
- آيا براى آنان كه زمين را از پيشينيان به ارث بردهاند باز ننموده است كه اگر بخواهيم آنها را به كيفر گناهانشان به عقوبت مىرسانيم . » هم چنان كه كسانى را كه پيش از آنها بودند به عقوبت رسانيديم .
وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
- و بر دلهايشان مهر مىنهيم تا