تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و بيمى به دل راه نمىدهيد . » بعضى از ما تصور مىكنند كه خدا به بندگانش رحيم است پس ديگر چه ترسى از او بايد داشت ؟ اما بر عكس طبيعت سختدل است و بايد در برابر آن خضوع كرد تا از آسيب آن در امان ماند . اين فكر بعضى از مردم را به پرستش شيطان واداشت و گفتند : خدا مهربان است به ما ، زيرا طبيعت او خير است و شيطان طبيعتش شر است پس بايد او را عبادت كرد . ولى ابراهيم مىگويد خداوند به اطاعت از هيچ كس مگر از آنان كه او اجازه اطاعت از آنان داده باشد راضى نيست و هرگز اجازه نخواهد داد و اگر كسى خلاف اجازهء او عمل كند دچار غضب و لعنت او مىشود ، و اگر خدايان يا كسانى غير از خدا كه مردم از آنان اطاعت مىكنند بخواهند مردم را مورد غضب و عذاب خود قرار دهند و مردم به خداى يكتا - آفريدگار بتان و مردم - التجا كنند از شر آنها خلاصى خواهند يافت / 120 بنا بر اين ايمنى حقيقى از آن كسانى است كه از خدا مىترسند .
فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
اگر مىدانيد بگوييد كه كداميك از اين دو گروه به ايمنى سزاوارترند ؟ »

زيانهاى شرك

[ 82 ] ابراهيم دليل تازه‌ترى بر ضرورت توحيد خالص اقامه مىكند و آن دليل چنين است كه شرك ، ظلم است در حالى كه خضوع در برابر خدا عدل است و ظلم را دو زيان در پى است : 1 - دور شدن از ايمنى ، 2 - دور شدن از هدايت ، در حالى كه مؤمن موحد از اين دو يعنى ايمنى و هدايت برخوردار است .
الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
كسانى كه ايمان آورده‌اند و ايمان خود به شرك نمىآلايند ايمنى از آن