كه در برابر حكم الهى تسليم باشد و جملهء
« الّتى هِىَ للَّهِ طِلْبَةٌ »
- با توجّه به اينكه
« طلبة »
به معناى مطلوب است اشاره به اين است كه خداوند وفاى به تمام اين پيمانها را از بندگانش مطالبه مىكند .
از يك سو هر انسان با ايمانى به متقضاى « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبالِ . . . » « 1 » امانت دار الهى است و از سوى ديگر به مقتضاى « وَأَطيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ » « 2 » اطاعت فرمان خداو پيامبر صلى الله عليه و آله از او خواسته شده و از سوى سوم به مقتضاى « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِى آدَمَ أَنْ لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ » « 3 » ترك عبادت و پيروى شيطان از او طلب شده است . اينها و مانند آن همه پيمانهاى الهى هستند و خدا حجت را بر بندگانش به مقتضاى آنها تمام كرده است .
آنگاه امام عليه السلام در بخش دوم از اين نامه مىفرمايد : « اينكه تو بسيار به ريخته شدن خون عثمان و قاتلان او استدلال مىكنى ( و گويا خود را ولى دم عثمان و مطالبه كنندهء خون او مىپندارى بسيار شگفتآور است ، زيرا ) تو آنجا به يارى عثمان برخاستى كه در حقيقت يارى خودت بود ؛ ولى آنجا كه يارى عثمان بود ، دست از ياريش برداشتى ( و او به آن سرنوشت گرفتار آمد ) والسلام » ؛
( فَأَمَّا إِكْثَارُكَ الْحِجَاجَ « 4 » عَلَى عُثْمَانَ وَقَتَلَتِهِ ، فَإِنَّكَ إِنَّمَا نَصَرْتَ عُثْمَانَ حَيْثُ كَانَ النَّصْرُ لَكَ ،
وَخَذَلْتَهُ حَيْثُ كَانَ النَّصْرُ لَهُ ، وَالسَّلَامُ ) .
امام عليه السلام چه تعبير جالبى در اينجا مىفرمايد ، زيرا مىدانيم و تاريخ نيز شاهد و گوياى اين مطلب است كه عثمان از معاويه كمك خواست و معاويه لشكرى براى كمك به او فرستاد ؛ اما دستور داد در نزديكى مدينه اطراق كنند و پيش نروند گويا مىخواست عثمان كشته شود و زمينه براى خلافت او فراهم گردد
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 72 .
( 2 ) . مائده ، آيهء 92 .
( 3 ) . يس ، آيهء 60 .
( 4 ) . « الحِجاج » به معناى مجادله كردن براى غلبه بر حريف است .