و مادر از فرزندشان تفقد مىكنند . هرگز نبايد چيزى كه آنها را به وسيلهء آن تقويت كردهاى در نظر تو بزرگ آيد و نيز نبايد لطف و محبتى را كه دربارهء آنها ابراز مىدارى ، هرچند كوچك باشد حقير بشمرى . اين امر آنها را به خيرخواهى و حسن ظن نسبت به تو وادار مىكند ( و پيوندهاى عاطفى را محكم مىسازد ) .
هرگز تفقد و تلاش براى اصلاح امور كوچكِ آنها را به سبب تكيه كردن بر اصلاح امور كلى آنها رها مساز ؛ زيرا رفع نيازهاى كوچك براى خود جايگاهى دارد كه از آن بهرهمند مىشوند همانگونه كه رفع نيازهاى مهم موقعيتى دارد كه از آن بىنياز نخواهند بود .
شرح و تفسير شرايط فرمانده لشكر
امام عليه السلام در اين بخش از عهدنامه به تفصيل از شرايط فرماندهان لشكر سخن مىگويد كه از قبيل ذكر تفصيل بعد از اجمال است و در مجموع براى فرماندهان لشكر چهارده وصف ذكر مىكند . مىفرمايد : « فرماندهء سپاهت را كسى قرار ده كه در نزد تو به خدا و پيامبر و امامت از همه خيرخواهتر و از همه پاكدلتر و عاقلتر باشد » ؛
( فَوَلِّ مِنْ جُنُودِكَ أَنْصَحَهُمْ فِي نَفْسِكَ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِإِمَامِكَ ، وَأَنْقَاهُمْ جَيْباً « 1 » ، وَأَفْضَلَهُمْ حِلْماً ) .
اين اوصاف سهگانه سبب مىشود اوّلًا فرماندهء لشكر تنها به فكر پيشرفت آيين حق و عظمت پيامبر اكرم و پيروزى امام باشد . ثانياً خالصانه و مخلصانه در اين راه بكوشد و ثالثا با بردبارى و عقل و درايتِ كافى امور لشكر را سامان بخشد .
هامش
( 1 ) . « جيب » در اصل به معناى يقهء پيراهن و گريبان است و از آنجايى كه اين قسمت از پيراهن با سينه مجاورت دارد و سينه نيز با قلب مجاور است اين واژه گاه بر سينه و گاه بر قلب نيز اطلاق مى گردد .