روشن است هرگاه زمامدار به رعيت خود سوء ظن داشته باشد ، هر زمان احتمال مىدهد شورشى بر ضد او برپا شود و يا به او خيانت كنند يا توطئهاى در برابر او بچينند و اين بهطور دائم فكر او را ناراحت خواهد ساخت ؛ اما هنگامى كه از وفادارى آنها مطمئن باشد ، با آرامش خاطر مىتواند به نظم امور و عمران و آبادى و دفع شر دشمنان بپردازد .
آنگاه امام عليه السلام در ادامهء اين سخن همين توصيه را به تعبير زيباى ديگرى بيان مىدارد و مىفرمايد : « و سزاوارترين كسى كه مىتواند مورد حسن ظن تو قرار گيرد آن كس است كه تو بهتر به او خدمت كردهاى و ( بهعكس ) آن كس كه مورد بدرفتارى تو واقع شده است سزاوارترين كسى است كه بايد به او بدبين باشى » ؛
( وَإِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلَاؤُكَ « 1 » عِنْدَهُ ، وَإِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ
سَاءَ بَلَاؤُكَ عِنْدَهُ ) .
اشاره به اينكه همانگونه كه نيكى كردن سبب حسن ظن است هر قدر بيشتر نيكى كنى ، حسن ظن بيشترى فراهم مىشود و همانگونه كه بدى كردن سبب سوء ظن مىشود هرقدر بدى بيشتر باشد ، سوء ظن هم بيشتر است .
در كتاب عيون الاخبار ابن قتيبة آمده است كه ابن عباس مىگفت : به هركس نيكى كردم فضاى ميان من و او روشن شد و به هر كس بدى كردم فضاى ميان من و او تاريك گشت . « 2 »
در ضمن مىتوان از اين سخن نتيجه گرفت كه اگر كسانى به هر دليل مورد
هامش
( 1 ) . « بَلاء » معناى اصلى آن آزمايش كردن است كه گاه بهوسيلهء نعمتها و گاه بهوسيلهء مصائب صورت مىگيردو به همين جهت بلاء گاه به معناى نعمت و گاه به معناى مصيبت آمده است و در جملهء بالا به هر دو معنا - به عنوان حسن بلاء و سوء بلاء - استعمال شده است ( اين واژه از ريشهء « بَلى يَبْلُو » است ) .
( 2 ) . ابن قتيبة ، ج 1 ، ص 64 ، طبق نقل شرح نهج البلاغهء شوشترى ، ج 8 ، ص 519 .