تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
آنچه امام عليه السلام در اين دستور بيان كرده يكى از اصول مهم مديريت است ؛ از مديريت خداوند وپيامبران بر جهان انسانيت گرفته تا مديريت يك پدر در خانواده . قرآن مجيد پيامبر را به بشارت و انذار دستور مىدهد و او را « مبشر » و « نذير » مىنامد . خداوند وعدهء بهشت را به صالحان و دوزخ را به بدكاران داده است . اين اصل در تمام اقوام با تمام اختلافاتى كه در عقايد و فرهنگ و حكومت دارند تحت عنوان تشويق و تنبيه ، سارى و جارى است . دليل آن روشن است ، زيرا ادامهء نيكوكارى انگيزه مىخواهد و بازايستادن از كار خلاف نيز انگيزه‌اى مىطلبد . ممكن است انگيزه‌هاى معنوى و اعتقادات دينى آثار مطلوبى از خود در اين زمينه به يادگار بگذارند ؛ ولى اين انگيزه‌ها در همه نيست به‌علاوه اگر مسألهء پاداش و كيفر نباشد آن انگيزه‌ها نيز سست مىشود . جملهء « وَأَلْزِمْ كُلّاً . . . » اشارهء لطيفى به اين نكته است كه وقتى آنها چيزى را براى خود بپسندند دليل ندارد حاكم آن را به آنان ندهد . نيكوكار پاداش را براى خود پسنديده و بدكار كيفر را ، بنابراين خواستهء خودش را بايد به او داد . از اين بالاتر ، پاداش نيكوكار انگيزه‌اى براى ترك عمل بدكار و كيفر بدكار انگيزه‌اى براى ادامهء كار نيكوكار مىشود همان‌گونه كه امام در عبارت زيباى ديگرى در نهج‌البلاغه فرموده : « ازْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ ؛ بدكار را به‌واسطهء پاداش نيكوكاران مجازات كنيد » . « 1 » اشاره به اينكه وقتى بدكار خود را از پاداش‌هاى مادى و معنوى نيكوكاران محروم مىبيند تنبيه مىشود و بر سر عقل مىآيد و چه بسا از كار خود توبه كند و باز ايستد . آن‌گاه امام در دومين دستور ، بهترين وسيلهء جلب حسن ظن و محبّت رعايا را براى او تبيين مىكند و مىفرمايد : « بدان هيچ وسيله‌اى براى جلب اعتماد والى به
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، كلمات قصار 177 .