سپس امام عليه السلام در آخرين توصيه در اين بخش از عهدنامه به مالك دستور مىدهد همواره در كنار علما و حكما باشد ، مىفرمايد : « و با دانشمندان ، زياد به گفتوگو بنشين و با انديشمندان نيز بسيار به بحث پرداز ( و اين گفتوگوها و بحثها بايد ) دربارهء امورى ( باشد ) كه بهوسيلهء آن ، امور بلاد تو اصلاح مىشود و آنچه را پيش از تو باعث پيشرفت كار مردم بوده است برپا مىدارد » ؛
( وَأَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ ، وَمُنَاقَشَةَ « 1 » الْحُكَمَاءِ ، فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلَادِكَ ، وَإِقَامَةِ مَا
اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ ) .
در واقع امام در اين قسمت از وصاياى خود به مالك توصيه مىكند همواره سطح آموزش خود را در احكام و موضوعات بالا ببرد ، با علما و دانشمندان پيوسته به گفتوگو بنشيند تا به احكام الهى و اصول كشوردارى آشناتر گردد و با انديشمندان پيوسته بحث كند تا از تجارب آنها در تشخيص موضوعات مهم بهره گيرد و هنگامى كه آگاهى زمامدار نسبت به اين دو بخش افزايش پيدا كند ، امر بلاد اصلاح مىشود و سنّتهاى حسنهء پيشين همچنان باقى و برقرار مىماند .
مرحوم كلينى در جلد اوّل اصول كافى بابى به عنوان « بابُ مُجالَسَةِ الْعُلَماءِ وَصُحْبَتِهِمْ » آورده و از جمله روايات باب اين است :
امام صادق عليه السلام در حديثى مىفرمود :
« لَمَجْلِسٌ أَجْلِسُهُ إِلَى مَنْ أَثِقُ بِهِ أَوْثَقُ فِي نَفْسِي مِنْ عَمَلِ سَنَةٍ ؛
مجلسى كه در آن در كنار شخص مورد اطمينانى بنشينيم ( و از او علم و دانشى فرا گيرم ) در دل من اطمينان بخشتر از آن است كه يك سال اعمال صالح انجام دهم » . « 2 »
در حديث ديگرى از لقمان نقل مىكند كه به فرزندش نصيحت كرد : « فرزندم
هامش
( 1 ) . « مُناقَشَة » از ريشهء « نقش » در اصل به معناى بيرون كشيدن خار از بدن بهوسيلهء منقاش است سپس به هرگونه بحث دقيق و حسابرسى كامل اطلاق شده است ، بنابراين مناقشهء حكما به معناى بحث دقيق با دانشمندان است .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 39 ، ح 5 .