هر دو را بر زمين گذاشتم تو هرگز آنها را بالا مبر . راوى مىگويد : به خدا سوگند اين هر دو پست و خوار بودند تا مردند . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام بعد از ذكر مسألهء حسن سابقهء وزرا و كارگزاران به رتبهبندى ميان آنها پرداخته و صفاتى را براى برترينها مىشمرد .
نخست مىفرمايد : « سپس ( از ميان آنها ) افرادى را مقدم دار كه در گفتن حقايق تلخ براى تو از همه صريحاللهجهتر باشند » ؛
( ثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ ) .
در وصف دوم مىافزايد : « و در مساعدت و همراهى با تو در امورى كه خداوند براى اوليايش دوست نمىدارد كمتر كمك كنند خواه موافق ميل تو باشد يا نه » ؛
( وَأَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ ، وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَيْثُ وَقَعَ ) .
اشاره به اينكه اگر راه خطا رفتى آنها دست از يارى تو بردارند تا هوشيار شوى و به راه ثواب برگردى . به بيان ديگر داراى استقلال فكر و شخصيت باشند . در حق ، تو را يارى كنند و در باطل از يارى تو باز ايستند .
در سومين و چهارمين وصف مىفرمايد : « به اهل ورع و صدق و راستى بپيوند » ؛
( وَالْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَالصِّدْقِ ) .
« ورع » به معناى تقوا در حد بالا و « صدق » همان راستگويى در مشورتها و خبرهاى گوارا و ناگوار است .
تعبير به
« مُرِّ الْحَقِّ »
در عبارت بالا اشاره به اين است كه بيان حق گاهى شيرين است و در بسيارى از اوقات تلخ ؛ ولى به منزلهء داروى شفابخشى است كه گر چه موقتاً كام انسان را تلخ مىسازد ولى بيمارىهاى جانكاه را از انسان دور مىكند و اين يكى از آزمايشهاى خواص و اطرافيان زمامداران است كه آنها جرأت
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 17 ، ص 43 .