سبكتر و همكارى و ياريشان بهتر و محبّتشان با تو بيشتر و انس و الفتشان با غير تو ( و بيگانگان ) كمتر است ، بنابراين آنها را از خواص خود در خلوتها و رازدار خويش در محافل خصوصى قرار بده » ؛
( أُولَئِكَ أَخَفُّ عَلَيْكَ مَؤُونَةً وَأَحْسَنُ لَكَ مَعُونَةً ، وَأَحْنَى « 1 » عَلَيْكَ عَطْفاً ، وَأَقَلُّ لِغَيْرِكَ إِلْفاً « 2 » فَاتَّخِذْ أُولَئِكَ خَاصَّةً
لِخَلَوَاتِكَ وَحَفَلَاتِكَ « 3 » ) .
امام عليه السلام در اين عبارات كوتاه و پر معنا چهار نقطهء قوت براى افرادى كه داراى سوء سابقه نيستند ذكر مىكند :
1 . آنها هزينهء كمترى بر والى دارند ، زيرا قبلًا منافع نامشروعى از حاكمان ظلم به آنها نرسيده تا پرتوقع باشند .
2 . يارى آنها بهتر و بيشتر است ، چرا كه نيّاتشان خالص است و كمكهايشان مخلصانه .
3 . آنها محبّتشان بيشتر است ، زيرا اتحاد فكر و سليقه و هماهنگى در صفات و نيّات سبب جوشش محبّت آنها مىگردد و به حكم :
ذره ذره كاندر اين ارض و سماست * جنس خود را همچو كاه و كهرباست
تجاذب بسيارى ميان تو و آنهاست .
4 . اينها با بيگانگان سر و سرّى ندارند . تنها تو را مىبينند و تو را مىخواهند .
اين نكته نيز واضح است كه ياران ظالمان پيشين نه تنها معاونان خوبى براى والى نخواهند بود ، بلكه چون مردم از سوابق سوء آنها آگاهند با آنها همكارى نمىكنند و اعتمادشان به والى و زمامدار نيز كم مىشود .
هامش
( 1 ) . « أحْنى » در اصل به معناى عطف توجّه به شخص يا چيزى داشتن است و « عطف » به معناى محبّت كردنآمده است .
( 2 ) . « إلْف » به معناى الفت داشتن و انس گرفتن است .
( 3 ) . « حَفَلات » جمع « حَفْل » بر وزن « هفت » در اصل به معناى محلى است كه آب در آن جمع مىشود سپس به هر محل اجتماع بزرگ و مجلسى اطلاق شده است و به مجلس نيز محفل گفته مىشود .