بديهى است هر قدر كار مهمتر باشد اهمّيّت مشورت بيشتر مىشود و تجربه نشان داده كسانى كه كارهاى مهم خويش را با مشورت و صلاحانديشى خردمندان انجام مىدهند كمتر گرفتار لغزش مىشوند و برعكس مستبدان به رأى كه خود را از افكار ديگران بىنياز مىبينند غالباً گرفتار اشتباهات پر هزينه و يا خطرناك مىگردد . ولذا در كلمات نورانى و گهربار امام عليه السلام مىخوانيم :
« مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَمَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا ؛
كسى كه استبداد به رأى پيشه كند هلاك مىشود و كسى كه با مردان صاحبنظر به مشورت بنشيند شريك عقلهاى آنها خواهد بود » . « 1 »
در حديثى از امام حسن مجتبى عليه السلام آمده است :
« مَا تَشَاوَرَ قَوْمٌ إِلَّا هُدُوا إِلَى رُشْدِهِمْ ؛
هيچ گروهى مشورت نمىكنند مگر اينكه به خير و صلاح خود مىرسند » . « 2 »
در حديثى از امام باقر عليه السلام اين جملهء حكمتآميز از تورات نقل شده است :
« مَنْ لَمْ يَسْتَشِرْ يَنْدَم ؛
كسى كه مشورت نكند پشيمان مىشود » . « 3 »
تفاوت نمىكند كه انسان با عاقلان بالاتر از خود مشورت كند يا زيردست ، چنانكه از امام على بن موسى الرضا عليهما السلام نقل شده هنگامى كه نام پدرش موسى بن جعفر را نزد او بردند فرمود : عقلها با عقل او برابرى نداشتند ؛ ولى با اين حال گاه با غلامان سياه مشورت مىكرد . به آن حضرت عرض كردند : با چنين شخصى مشورت مىكنى ! فرمود :
« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعالى رُبَّمَا فَتَحَ عَلَى لِسَانِه ؛
اى بسا خداوند متعال كليد حل مشكل را بر زبان او قرار دهد » . « 4 »
جالب اينكه در مورد فلسفههاى مشورت افزون بر آنچه گذشت آمده است :
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، 161 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 105 ، ح 4 .
( 3 ) . همان مدرك ، ج 74 ، ص 43 ، ح 13 .
( 4 ) . همان مدرك ، ج 72 ، ص 101 ، ص 25 .