تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
رَاضُونَ ؛ أَوْلَاهُ « 1 » اللَّهُ رِضْوَانَهُ ، وَضَاعَفَ الثَّوَابَ لَهُ ) . به راستى مالك اشتر چنين بود . رشادت‌هاى او در صفين و دفاع‌هاى جانانه‌اش در مواقف مختلف و وفاداريش نسبت به امام عليه السلام در تمام حوادث تلخى كه در عصر آن حضرت واقع شد گواه زنده‌اى بر اين گفتار مولاست . او همان كسى بود كه لشكر معاويه را در صفين تا سرحد شكست كامل پيش برد ؛ ولى نقشهء شوم بالا بردن قرآن‌ها بر سر نيزه از رسيدن به پايان كار در لحظات آخرين مانع شد . ابن ابى الحديد در شرح نهج‌البلاغهء خود هنگامى كه به جملهء « فَرَحِمَهُ اللَّهُ » مىرسد مىگويد : « من شك ندارم كه اشتر با اين دعاى امام عليه السلام مشمول رحمت و غفران الهى است و خدا او را به بهشت برين وارد مىكند و به عقيدهء من فرقى ميان اين دعاى امير مؤمنان عليه السلام و دعاى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نيست . خوشا به حال كسى كه از على عليه السلام چنين لطف و رحمت و يا حتى بخشى از آن را به دست آورد » . ( وَ يا طُوبى لِمَنْ حَصَلَ لَهُ مِنْ عَليٍّ عليه السلام بَعْضُ هذا ) . « 2 » اى كاش ما هم مشمول عنايت و گوشهء چشمى از محبتش مىشديم . امام عليه السلام در نامه‌هاى متعدّدى از نهج‌البلاغه مالك اشتر را به عنوان شخصيّتى ممتاز و و الا مقام ستوده است كه نشان مىدهد او نزد امام عليه السلام بسيار و الا مقام و مورد علاقه و احترام بود و ما در شرح نامهء سيزدهم بخشى از فضايل كم‌نظير يا بىنظير مالك را آورديم و در ذيل همين نامه و نامه‌هاى آينده نيز به تناسب ، به مطالب ديگرى اشاره خواهيم كرد . آن‌گاه امام عليه السلام به نكتهء سومى پرداخته مىفرمايد : « ( اما اكنون كه مالك به
هامش
( 1 ) . « اولى » از ريشهء « ولايت » ، به معناى اين است كه كسى را به كارى بگمارند يا چيزى را در اختيار او بگذارند و در اينجا به معناى دوم است ، يعنى خداوند رضا و خشنودى و بهشت خود را كه نتيجهء خشنودى اوست در اختيار اشتر گذاشت . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 144 .