سپس براى آرامش بيشتر خاطر او و رفع هرگونه نگرانى مىافزايد : « و اگر من آنچه را در اختيار تو قرار داده بودم مىگرفتم تو را والى و حاكم جاى ديگرى قرار مىدادم كه هزينه ( و نگهدارى ) آن براى تو آسانتر و حكومت آن برايت مطلوبتر و جالبتر باشد » ؛
( وَلَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ يَدِكَ مِنْ سُلْطَانِكَ ، لَوَلَّيْتُكَ مَا هُوَ أَيْسَرُ عَلَيْكَ مَئُونَةً ، وَأَعْجَبُ إِلَيْكَ وِلَايَةً ) .
در واقع امام عليه السلام با گفتن اين دو نكته كه از يك سو از فعاليتهاى او راضى است و از سوى ديگر اگر اين پست را از او مىگرفت پست مناسبترى در اختيار او قرار مىداد به طور كامل نگرانىهاى او را بر طرف ساخت .
بعضى از شارحان نهجالبلاغه نوشتهاند منظور امام عليه السلام از اين جمله كه محل راحتتر و بهترى را در اختيار تو مىگذاردم ، حكومت خراسان يا فارس يا يمن بوده ، زيرا در آن زمان همهء مناطق اسلامى جز شام تحت فرمان امام عليه السلام بود . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام دليل انتخاب اشتر را به عنوان والى مصر ذكر مىكند تا هم رفع شبهه از محمد بن ابىبكر شود و هم به او توجّه دهد كه پارهاى از نقاط ضعف خويش را اصلاح كند و به نقاط قوت مبدل سازد مىفرمايد : « آن مردى كه من او را والى مصر كرده بودم مردى بود كه نسبت به ما خيرخواه و در برابر دشمنان ما سرسخت و انتقامگير بود ، خدايش رحمت كند عمر خود را به پايان برد و مرگ را ملاقات كرد در حالى كه ما از او راضى و خشنود بوديم خداوند نيز نعمت رضايت و بهشت خويش را بر او ببخشد و پاداشش را مضاعف كند » ؛
( إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِي كُنْتُ وَلَّيْتُهُ أَمْرَ مِصْرَ كَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً ، وَعَلَى عَدُوِّنَا شَدِيداً نَاقِماً « 2 » ، فَرَحِمَهُ اللَّهُ ! فَلَقَدِ اسْتَكْمَلَ أَيَّامَهُ ، وَلَاقَى حِمَامَهُ « 3 » ، وَنَحْنُ عَنْهُ
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 144 .
( 2 ) . « ناقم » در اصل به معناى انكار كننده و ايراد گيرنده است و اگر از طريق عمل باشد به معناى انتقام گيرندهاست از ريشهء « نقم » بر وزن « قلم » گرفته شده است .
( 3 ) . « حِمام » به معناى مرگ از ريشهء « حَمّ » بر وزن « غم » به معناى مقدر ساختن گرفته شده و از آنجا كه مرگ با تقدير الهى صورت مىگيرد به آن حِمام يعنى آنچه مقدر شده گفته مىشود .