روزگار صبر و استقامت آنها از همه كمتر است » ؛
( وَأَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ « 1 »
الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ )
، زيرا آنها در ناز و نعمت پرورش يافته و كمتر با مشكلات روبهرو بوده و هرگز ورزيده و آبديده نشدهاند بر عكس تودههاى زحمتكش جامعه كه در لابهلاى مشكلات پرورش مىيابند و در كورهء حوادث قرار مىگيرند و همچون فولادى آبديده محكم مىشوند .
به راستى ترسيمى از اين بهتر و گوياتر و شفافتر دربارهء اين گروهِ اندك از خودراضى و خودبرتربين پيدا نمىشود و مىدانيم تمام اين صفات ناشى از توهماتى است كه دربارهء امتيازات ذاتى خود و نياز حكومت به آنها و برترى بر تودههاى مردم دارند . اين اوهام و خيالات ، آنها را به اين مسيرهاى نادرست مىكشاند .
اما ويژگىهاى تودههاى زحمتكش جامعه و به تعبير امام عليه السلام عامه در سه چيز خلاصه شده است ؛ مىفرمايد : « و ( بدان ) ستون دين و شكل دهندهء جمعيت مسلمانان و نيروى دفاعى در برابر دشمنان ، تنها تودهء ملت هستند ، بنابراين گوش بهسوى آنها فرا ده و توجّه به آنها داشته باش » ؛
( وَإِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ ، وَجِمَاعُ « 2 »
الْمُسْلِمِينَ ، وَالْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ ، الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ ، فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ « 3 » لَهُمْ ، وَمَيْلُكَ مَعَهُمْ ) .
چه تعبيرات زنده و پرمعنايى . به يقين اگر حمايت عامهء مردم نباشد اصول و فروع دين به فراموشى سپرده مىشود و جامعهء مسلمانان از هم گسسته مىگردد و در برابر هجوم دشمنان ، مدافعى نخواهد بود . به همين دليل ، حكومت
هامش
( 1 ) . « مُلِمّات » از ريشهء « لَمّ » بر وزن « غم » به معناى جمع كردن گرفته شده سپس واژهء ملمات به حوادث شديدو ناراحت كننده اطلاق شده گويى اينگونه حوادث تمام فكر انسان را جمع كرده و متوجه به خود مىسازد .
( 2 ) . « جِماع » در اصل مصدر است و در اينگونه موارد به معناى وصفى به كار مىرود يعنى جامع بودن و جمعكردن .
( 3 ) . « صِغْو » به معناى گرايش به چيزى داشتن است . « صَغو » به فتح و كسر صاد به گفتهء جمعى از محقّقان به يك معنا آمده است .