او را مأمور مىكند كه ( آيين ) خدا را با قلب و دست و زبان يارى كند ، چرا كه خداوند متعال يارى كسى كه او را يارى كند و عزّت كسى كه او را عزيز دارد بر عهده گرفته است و ( نيز ) به او فرمان مىدهد هواى نفس خويش را در برابر شهوات بشكند و به هنگام سركشىنفس ، آن را باز دارد ، زيرا نفس همواره انسان را به بدىها امر مىكند مگر آنچه را خداوند رحم كند .
شرح و تفسير نخستين توصيه ، تقوا و مبارزه با هواى نفس است
امام عليه السلام در بخشِ آغازين اين نامه ، از نام خداوند رحمان و رحيم كمك مىطلبد سپس مىفرمايد : « اين دستورى است كه بندهء خدا على اميرمؤمنان به مالك بن حارث اشتر در فرمانى كه براى او صادر كرده بيان نموده ، در آن هنگام كه زمامدارى مصر را به او سپرد تا حقوق بيتالمال در آن سرزمين را جمعآورى كند و با دشمنان آنجا پيكار نمايد ، به اصلاح اهل آن همت گمارد و به عمران و آبادى شهرها و روستاهاى آن بپردازد » ؛
( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ . هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ، مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ ، حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ . جِبَايَةَ « 1 » خَرَاجِهَا ، وَجِهَادَ عَدُوِّهَا ، وَاسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا ، وَعِمَارَةَ بِلَادِهَا ) .
در اين فرمان امام عليه السلام نخست خود را بندهء خدا مىشمارد . سپس اميرمؤمنان ، تا روشن سازد كه زمامدارى مؤمنان نيز در سايهء عبوديت پروردگار است نه براى خودكامگى . آنگاه اهداف چهارگانهاى براى اين مأموريت بيان مىكند :
نخست به امور اقتصادى و مالى اشاره كرده كه از آن تعبير به خراج شده است .
درست كه خراج به معناى ماليات سرزمينهايى است كه در جنگها به دست
هامش
( 1 ) . « جِبايَة » جمعآورى زكات و اموال بيتالمال و مانند آن است و در اصل از ريشهء « جِباوة » بر وزن « عِداوة » به معناى جمعآورى كردن گرفته شده است .