( وَإِيَّاكَ وَمَا يُعْتَذَرُ مِنْهُ ، وَلَا تَكُنْ عِنْدَ النَّعْمَاءِ بَطِراً « 1 » ، وَلَا عِنْدَ الْبَأْسَاءِ فَشِلًا « 2 » ،
وَالسَّلَامُ ) .
ضربالمثل معروفى در ميان تودهء مردم هست كه مىگويند : « عذرخواهى روى انسان را سفيد نمىكند » درست است كه انسان در مقابل خطاهاى خود بايد معذرت بطلبد ؛ ولى بايد توجّه داشت كه اين معذرتخواهى هرگز انسان را به جايگاه اولى باز نمىگرداند ، پس چه بهتر كه مراقب باشد كارى نكند كه مجبور به عذرخواهى شود . همچنين بايد چنان پر ظرفيت و خويشتندار و مسلط بر نفس باشد كه اقبال و ادبار نعمتها در او اثر نگذارد . نه همچون افراد كمظرفيت كه با اندك پيروزى چنان خوشحال مىشوند كه در پوست خود نمىگنجند و در مقابل اندك شكست چنان پريشان مىشوند كه دست و پاى خود را گم مىكنند .
هر گاه در اين چند خط نامهء مختصر و فشردهء امام عليه السلام دقت كنيم مىبينيم همه چيز در آن هست و اين نشانهء روشنى از فصاحت و بلاغت فوقالعادهء امام عليه السلام و آگاهى او بر همهء مسائل سياسى و اجتماعى و اخلاقى است .
نكته قثم بن عباس كيست ؟
« قثم » در اصل « قاثم » بوده به معناى شخص سخاوتمند و پربخشش ( سپس الف آن افتاده است ) . اين اسم براى قثم بن العباس اسمى با مسمّا بوده ، زيرا او را صاحب بخشش و سخاوتمند شمردهاند . او پسر عموى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امير مؤمنان على عليه السلام و فرزندزادهء عبدالمطلب و مادرش ام الفضل لبابه دختر حارث از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و نوشتهاند مادرش پس از خديجه عليها السلام اوّلين
هامش
( 1 ) . « بطر » به معناى شخصى است كه مست ناز و نعمت است ، از ريشهء « بطر » بر وزن « نظر » گرفته شده است .
( 2 ) . « فَشِل » به معناى انسان سست و تنبل است از ريشهء « فشل » بر وزن « نظر » به معناى ضعف و سستى و يا ضعفى كه همراه با ترس باشد .