34 و من كتاب له عليه السلام إلى مُحَمّدِ بْنِ أبي بَكْرٍ لَمَّا بَلَغَهُ تَوَجُّدُهُ مِنْ عَزْلِهِ بِالْأشْتَرِ عَنْ مِصْرَ ، ثُمَّ تُوفي الأشترُ في تَوَجُّهِهِ إِلى هُناكَ قَبْلَ وُصُولِهِ إِلَيْها .
از نامههاى امام عليه السلام است
كه به محمد بن ابىبكر هنگامى كه به سبب عزلش از فرماندارى مصر
و قرار دادن مالك اشتر به جاى او ناراحت شده بود ، براى او نگاشت هرچند سرانجام اشتر در بين راه پيش از رسيدن به حكومت مصر
( بر اثر سم معاويه ) ديده از جهان فرو بست « 1 »
نامه در يك نگاه
مىدانيم معاويه بعد از داستان حكمين اصرار داشت مناطقى كه زير سيطرهء حكومت امير مؤمنان على عليه السلام است را نا امن كند و پيوسته به مرزهاى عراق
هامش
( 1 ) . سند نامه :
اين نامه را قبل از مرحوم سيّد رضى ، ابوالحسن مدائنى ( ظاهراً در كتاب فتوحات الاسلام ) و ابراهيم بن هلال ثقفى در كتاب الغارات و طبرى در تاريخ خود در حوادث سنهء 38 و بلاذرى در شرح حال على عليه السلام در كتاب انساب الاشراف نقل كردهاند ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 322 ) .