ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ » . « 1 »
اشاره به اينكه اين افراد كه براى ايجاد مفسده و اختلاف در ميان مسلمانان به تلاش و كوشش بر مىخيزند و همچنين فرماندهء اصلى آنها هيچ كدام سودى نخواهند برد و شر و فساد دامن آنها را نيز خواهد گرفت .
سپس قثم بن عباس را مخاطب ساخته مىفرمايد : « حال كه چنين است براى حفظ آنچه در دست دارى قيام كن ، قيام شخصى دور انديش و محكم و نيرومند ، قيام شخصى خير خواه و عاقل كه از سلطان خويش پيروى مىكند و مطيعِ فرمان امام خويش است » ؛
( فَأَقِمْ عَلَى مَا فِي يَدَيْكَ قِيَامَ الْحَازِمِ الصَّلِيبِ « 2 » ، وَالنَّاصِحِ
اللَّبِيبِ « 3 » ، التَّابِعِ لِسُلْطَانِهِ ، الْمُطِيعِ لِإِمَامِهِ ) .
بدين وسيله امام عليه السلام ارادهء او را تقويت مىكند و براى انجام وظيفه در مقابل توطئهء معاويه و خراب كاران شام آماده مىسازد و در ضمن بر نظارت خود نسبت به اعمال وى تأكيد مىورزد .
امام عليه السلام در اين بيان كوتاه و پر معنا شرايط فرماندارى موفق را بيان كرده است :
دورانديش بودن ، محكم در برابر حوادث ايستادن ، خيرخواه مردم و پيشوا و امام بودن ، و چشم و گوش بر امر و فرمان داشتن . به يقين اگر اين شرايط در هر مدير و فرماندهاى جمع شود در كار خود موفق خواهد بود و توطئههاى دشمن را در هم خواهد شكست .
آنگاه در پايان اين نامه هشدار ديگرى به او مىدهد و مىفرمايد : « از انجام عملى كه ناگزير شوى در برابر آن عذرخواهى كنى بپرهيز . و هرگز به هنگام اقبال نعمت مغرور وسرمست مباش و نه در شدايد و مشكلات سست وترسو . والسلام » ؛
هامش
( 1 ) . زلزال ، آيهء 7 و 8 .
( 2 ) . « الصليب » از ريشهء « صلب » بر وزن « صبح » به معناى شدت يافتن و هر شىء شديد و محكم است و صليب رابدين جهت « صليب » مىگويند كه از چوبهاى محكم براى دار زدن در آن استفاده مىشود .
( 3 ) . « اللبيب » يعنى صاحب عقل و خرد از ريشهء « لُبّ » به معناى مغز گرفته شده است .