مىكند و مىگويد : « گروهى كوردل ، ناشنوا و نابينا » ؛
( الْعُمْيِ « 1 » الْقُلُوبِ ، الصُّمِّ « 2 »
الْأَسْمَاعِ ، الْكُمْهِ « 3 » الْأَبْصَارِ ) .
اين سخن در واقع برگرفته از آيهء شريفهء قرآن است : « « وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ » ؛ به يقين گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم . آنها دلها ( عقلها ) يى دارند كه با آن ( انديشه نمىكنند ) و نمىفهمند و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوشهايى كه با آن نمىشنوند . آنها همچون چهار پايانند ، بلكه گمراهتر اينان همان غافلانند ( چون امكان هدايت دارند و بهره نمىگيرند ) » . « 4 »
همانگونه كه در تفسير آيهء شريفه نيز آمده است طرق معرفت انسان سه چيز است : عقل ، كه با آن مىانديشد ، چشم ، كه حوادث مختلف را با آن مىبيند و تجربه مىآموزد و گوش ، كه علوم نقلى را با آن مىشنود . كسانى كه اين سه را از دست دهند تمام راههاى معرفت بر آنان بسته مىشود .
آرى معاويه اين دوزخيان از خدا بىخبر و كوردلان چشم و گوش بسته را به اين منظور انتخاب كرده بود كه هرچه او مىخواهد ، بگويند و از هيچ گناهى ابا نداشته باشند .
سپس دربارهء اعمال آنها مىافزايد : « آنها كسانى هستند كه حق را با باطل مشتبه مىسازند و مخلوق را در مسير معصيت خالق اطاعت مىكنند و با دينفروشى به متاع دنيا مىرسند و آخرت را كه در انتظار نيكان و پاكان است به دنيا
هامش
( 1 ) . « العمى » جمع « اعماء » به معناى نابيناست .
( 2 ) . « الصم » جمع « اصم » به معناى كر است .
( 3 ) . « الكُمْه » جمع « اكمه » به معناى كور مادر زاد است .
( 4 ) . اعراف ، آيهء 179 .