مىدهد كه نشانهء عظمت فوقالعادهء امام و سعهء صدر آن حضرت است .
نخست مىفرمايد : « اى فرزندان عبدالمطلب ! نكند بعد از شهادتم ( به بهانهء قتل من ) در خون مسلمانان فرو رويد و بگوييد : اميرمؤمنان كشته شد . آگاه باشيد جز قاتل من را بهسبب قتل من نكشيد » ؛
( ثُمَّ قَالَ : يَا بَنِي عَبْدِالْمُطَّلِبِ ، لَاأُلْفِيَنَّكُمْ « 1 »
تَخُوضُونَ « 2 » دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً ، تَقُولُونَ : « قُتِلَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ » . أَلَا لَاتَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا
قَاتِلِي ) .
اين قضيه در طول تاريخ بسيار اتفاق افتاده است كه وقتى شخص بزرگى يا پادشاه و سلطانى كشته مىشود گروهى از روى تعصب به كشتار وسيعى دست مىزنند و گروه ديگرى نيز فرصت را غنيمت شمرده و به تسويه حسابهاى شخصى مىپردازند و مخالفان خود را به اين بهانه به قتل مىرسانند . همانگونه كه در تاريخ وارد شده است به بهانهء قتل عمر به دست ابولؤلؤ ، بازماندگان و دوستان او جمعى را به قتل رساندند . همچنين هنگامى كه مصعب ، برادر عبيد اللَّه بن زياد را كشت ، عبيداللَّه نذر كرد يكصد نفر از قريش را به قتل برساند .
هشتاد نفر را به قتل رساند سپس با خبر شد كه مصعب كشته شده و سر او را براى عبد الملك بردهاند . در اين هنگام آرام گرفت ؛ « 3 » ولى امام عليه السلام با پيشبينى حكيمانهاش جلو اين كار را گرفت به همين دليل بعد از شهادت آن حضرت تسويه حسابهاى شخصى به نام مبارك آن حضرت صورت نگرفت و ناامنىهايى كه در اينگونه موارد پيش مىآيد ، پيش نيامد .
آنگاه در ادامهء اين سخن امام عليه السلام دستور دوم خود را صادر كرده مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . « أُلْفِيَنَّكُمْ » از ريشهء « لَفْو » بر وزن « لهو » در اصل به معناى جدا ساختن مانند جدا كردن گوشت از استخواناست و الفاء به معناى يافتن ناگهانى است .
( 2 ) . « تَخُوضُونَ » از ريشهء « خَوْض » در اصل به معناى فرو رفتن در آب است سپس به ورود عميق در هر چيزىحتى در مباحث علمى اطلاق شده است .
( 3 ) . رجوع شود به شرح نهج البلاغهء علّامهء تسترى ، ج 11 ، ص 87 .