را يارى كند خدا به او عزّت مىبخشد و هركس دست از يارى اين دو بردارد خدا او را مخذول مىكند » . « 1 »
تعبير به مخلوق در واقع نوعى تشبيه است . اين احتمال نيز وجود دارد كه خُلق به معناى خصلت باشد ، ولى به قرينهء ذيل حديث اين احتمال بعيد به نظر مىرسد .
در هر حال مسألهء امر به معروف و نهى از منكر از امورى است كه هم خداوند متعال بهوسيلهء انبيا و اوليايش آن را انجام مىدهد و هم انبياى الهى و اوصياى آنها و هم تمام مردم به آن مأمورند .
در پايان اين بخش از وصيتنامه بايد با صراحت اعتراف كرد كه دستورات دهگانهء فوق چنانچه در زندگى مسلمانان پياده شود هم دنياى آنها تأمين مىگردد و با عزّت و قدرت و سربلندى خواهند زيست و هم آخرت آنها قرين سعادت و خوشبختى خواهد بود و از شخصيتى مانند اميرمؤمنان عليه السلام جز اين انتظار نمىرود كه در بستر شهادتش برنامهء سعادت دنيا و آخرت را در وصيتنامهء كوتاهش بيان فرمايد .
* * *
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 59 ، ح 11 .