ابن كثير در البداية والنهاية مىگويد : « هنگامى كه بيمارى معاويه شدت يافت و از بهبودى خود مأيوس شد و خود را در آستانهء مرگ ديد اين اشعار را مىخواند :
لَعَمْري لَقَدْ عَمَّرْتُ فِي الدَّهْرِ بُرْهَةً * وَدانَتْ لِي الدُّنْيا بِوَقْعِ الْبَواتِرِ
وَأُعْطِيتُ حُمُر الْمالِ وَالْحُكْمِ وَالنُّهى * وَلي سُلِمَتْ كُلُّ الْمُلُوكَ الْجَبابِرِ
فَأَضْحَى الَّذي قَدْ كانَ مِمَّا يَسُرُّني * كَحُكْمِ مَضى فِي الْمُزْمَناتِ الْغَوابِرِ
فَيا لَيْتَني لَمْ أعْنِ فِي الْمُلْكِ ساعةً * وَلَمْ أَسَعْ فِي لَذاتِ عيشِ نواضِرِ
وَكُنْتُ كَذي طِمْرَيْنِ عاشَ بِبُلْغَةٍ * فَلَمْ يَكُ حَتّى زارَ ضيقَ الْمَقابِرِ
« به جانم قسم مدت زمانى در جهان زندگى نكردم - و دنيا به وسيلهء شمشيرهاى برنده در برابر من تسليم شد .
و اموال گران قيمت و حكومت و تدبير به دست من آمد - و تمام پادشاهان ظالم در برابر من تسليم شدند .
آنچه مايهء شادى و سرور من است از حوادثى كه بر من گذشت اين است كه شبيه همان چيزى است كه بر پيشينيان گذشت .
اى كاش حتى يك ساعت حكومت نمىكردم و در لذات زندگى مرفهين فرو نمىرفتم .
و اى كاش همچون كسى بودم كه در تمام عمر خود به دو جامهء كهنه قناعت مىكرد و اين وضع همچنان ادامه مىيافت تا زمانى كه در گور تنگ جاى گيرد » . « 1 »
بعيد نيست « ذى طِمْرَين » ؛ صاحب دو جامهء كهنه ، اشاره به مولا امير مؤمنان على عليه السلام باشد كه معاويه تأسف مىخورد اى كاش مسير زندگى آن حضرت را انتخاب كرده بود .
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 150 .