تعبير به
« ظُلُمات و شُبُهات »
اشاره به كارهايى همچون مطرح كردن قتل عثمان و دفاع از او و برافراشتن پيراهن خونينى به نام پيراهن عثمان و شورانيدن مردم با اين شگرد و فريب ، بر ضد خليفه و جانشين به حق پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله امير مؤمنان على عليه السلام است . كار اين شبهه افكنى به جايى رسيد كه مردم ساليان دراز امير مؤمنان على عليه السلام را ( العياذ باللَّه ) لعنت مىكردند و بر فراز منابر سب و دشنام مىدادند . چه ظلمتى از اين فراگيرتر و چه شبههاى از اين وحشتناكتر .
آنگاه امام عليه السلام به نتيجهء اين خدعهها ، نيرنگها و شبهه افكنىها اشاره كرده مىافزايد : « اين سبب شد كه آنها از حق باز گردند و به دوران گذشته ( جاهليّت ) روى آورند به حق پشت كنند و ( همچون عرب جاهلى ) به حسب و نسب و تفاخرات قومى تكيه نمايند » ؛
( فَجَازُوا « 1 » عَنْ وِجْهَتِهِمْ ، وَنَكَصُوا « 2 » عَلَى أَعْقَابِهِمْ ،
تَوَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ ، وَعَوَّلُوا « 3 » عَلَى أَحْسَابِهِمْ « 4 » ) .
مىدانيم معاويه خود از بازماندگان عصر جاهليّت است ؛ پدرش ابوسفيان دشمن شماره يك اسلام و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بود و اكثر فتنهها و جنگها را بر ضد اسلام رهبرى مىكرد ؛ ابوسفيان ايمان آوردنش ظاهرى بود و انتظار روزى را مىكشيد كه بنىاميّه حكومت اسلامى را قبضه كنند و بر جاى پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله تكيه زنند و با نقشههاى خود مردم را به ارزشهاى عصر جاهليّت بازگردانند .
تاريخ مىگويد آنان تا حد زيادى به اين امر موفق شدند و اگر جريان عاشورا و كربلا و بيدارى مسلمانان در سايهء اين حوادث نبود و حكومت آنان بيش از هشتاد سال ادامه يافته بود معلوم نبود چه بر سر اسلام مىآمد .
هامش
( 1 ) . « جازوا » از ريشهء « جواز » به معناى عبور و عدول كردن گرفته شده است .
( 2 ) . « نكصوا » از ريشهء « نكوص » به معناى بازگشت و رجوع است .
( 3 ) . « عولوا » از ريشهء تعويل به معناى اعتماد كردن است .
( 4 ) . « احساب » جمع « حسب » بر وزن « نسب » گاه به معناى فضايل و افتخارات پدران و نياكان مىآيد و گاه به معناى صفات برجستهاى آمده كه در خود انسان است مانند شجاعت و سخاوت و علم و معرفت .