را تسليم مرگ كردى و در آبشخور بلا وارد ساختى ؛ در آنجا كه نه راه ورودى بود و نه راه خروج .
هيهات ! هر كس در لغزشگاههايت گام بگذارد مىلغزد ( و سقوط مىكند ) و كسى كه بر امواج درياى تو سوار گردد غرق مىشود ( اما ) كسى كه از دامهاى تو كنار رود موفق و پيروز مىگردد و آن كس كه از دست تو سالم بماند از اينكه معيشت بر او تنگ شود نگران نخواهد شد ( چرا كه ) دنيا در نظرش همچون روزى است كه زوال و پايانش فرا رسيده . ( اى دنيا ) از من دور شو به خدا سوگند من رام تو نخواهم شد تا مرا خوار و ذليل سازى و زمام اختيارم را به دست تو نخواهم سپرد كه به هر جا خواهى ببرى .
شرح و تفسير اى دنيا از من دور شو !
بخش ديگرى از اين نامه كه قسمت پايانى آن است . ( و ما آن را بر سه بخش تقسيم كرديم ) .
( وَمِنْ هَذَا الْكِتَابِ وَهُوَ آخِرُهُ ) .
امام عليه السلام در اين بخش از نامه براى اينكه مخاطبش عثمان بن حنيف و همهء مخاطبانش در سراسر جهان و در طول تاريخ گرفتار وسوسههاى زرق و برق دنيا و مقامات و لذاتش نشوند ، در تعبيرى زيبا و فصيح و بليغ ، دنيا را مخاطب خود قرار داده و با او سخن مىگويد و مىفرمايد : « اى دنيا ! از من دور شو ، افسارت را بر گردنت انداختم ( و تو را رها ساختم ) من از چنگال تو رهايى يافتهام و از دامت رستهام و از لغزشگاههايت دورى گزيدهام » ؛
( إِلَيْكِ عَنِّي « 1 » يَا دُنْيَا
هامش
( 1 ) . « إلَيْكَ عَنّي » جملهاى است كه ظاهراً از دو جار و مجرور تشكيل شده در حالى كه « إلَيْكَ » اسم فعل و بهمعناى « أبْعِدْ » يعنى دور شو است . اين احتمال نيز هست كه جملهاى داراى فعل مقدرى كه همان « ارْجع » و « ابْعِد » است باشد يعنى « ارْجِعْ إلَيْكَ وأبْعِدْ عَنّي ؛ از من دور شو و به سوى خود برگرد » .