فدك در دست نيست و اگر باشد تنها از طريق ارث است در حالى كه پيغمبر فرموده :
« نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَانُوَرِّثُ وَمَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ ؛
ما جمعيت پيامبران ارثى از خود به يادگار نمىگذاريم و اگر چيزى از ما بماند صدقه محسوب مىشود » .
آن را از دست فاطمه عليها السلام در آورند .
در حالى كه اين حديث به اين صورت مجعول است و صحيح آن همان است كه در احاديث اهل سنّت و اهلبيت آمده :
« أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِينَاراً وَلَا دِرْهَماً وَإِنَّمَا وَرَّثُوا العِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ بِهِ اخَذَ بِحَظِّهِ ؛
پيامبران درهم و دينارى از خود به يادگار نگذاشتند ، بلكه علومى به يادگار گذاشتند هركس چيزى از آن را بگيرد سهم وافرى از ميراث انبيا برده است » « 1 » كنايه از اينكه اموالى كه از انبيا باقى مىماند در برابر ميراث علمى آنها چيز قابل توجهى نيست .
به هر حال براى ممنوع ساختن اهل بيت از امكانات مالى ، فدك را گاه به بهانهء اين حديث مجعول و گاه به بهانهء اينكه فاطمه عليها السلام شاهد كافى براى مالكيّت خود ندارد از آن حضرت گرفتند . اين در حالى بود كه زنان پيامبر صلى الله عليه و آله را از سهم الارث خود نسبت به آنچه از پيغمبر صلى الله عليه و آله باقى مانده بود منع نكردند و در حديث معروفى در صحيح بخارى و غير آن آمده است : « هنگامى كه ابوبكر از دادن حق فاطمهء زهرا خوددارى كرد ، آن حضرت بر او غضبناك شد و تا زنده بود با وى سخن نگفت » . « 2 » با اينكه آنها از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيده بودند كه مىفرمود :
« فاطِمَةُ
بَضْعةٌ مِنّى فَمَنْ أغْضَبَها أغْضَبَني ؛
فاطمه پارهء تن من است هركس او را خشمگين كند مرا خشمگين كرده است » . « 3 »
در حديث ديگرى از آن حضرت نقل شده است كه به فاطمه عليها السلام فرمود :
« إنّ
هامش
( 1 ) . سنن دارمى ، ج 1 ، ص 98 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 81 ، ح 223 ؛ كافى ، ج 1 ، ص 32 ، ح 2 .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 35 باب غزوهء خيبر .
( 3 ) . همان مدرك ، ج 4 ، ص 210 ؛ بحارالانوار ، ج 29 ، ص 336 .