خود يك دست از آنها را داشت ) » . « 1 »
بر خلاف دنياپرستان و اشراف ، كه گاه دهها نوع لباس يا كفش دارند ، و حتى بعضى مقيدند يك دست لباس را تنها چند روز بپوشند سپس آن را كنار بگذارند و گاه در هنگام نقل و انتقالِ منازلشان ، صندوقها و چمدانهاى زيادى لباسهاى آنها را جابهجا مىكند . اما سفرههاى رنگينِ آنها خود داستان ديگرى دارد .
آنگاه از آن جهت كه امام عليه السلام مىداند كمتر كسى پيدا مىشود كه بتواند به چنين زندگى تن در دهد بهخصوص كسانى كه مانند فرمانداران و صاحبمنصبان ، امكانات فراونى در اختيار دارند به اين نكته مىپردازد كه : « آگاه باش كه شما نمىتوانيد اين چنين باشيد ، و اين زندگى را تحمّل كنيد ( من شما را از آن معاف مىكنم ) ولى مرا با پرهيزكارى و تلاش ( براى پاك زيستن ) و عفت و پيمودن راهِ درست يارى دهيد » ؛
( أَلَا وَإِنَّكُمْ لَاتَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ ، وَلَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ ، وَعِفَّةٍ وَسَدَادٍ ) .
اشاره به اينكه شما از آن زندگى سختگيرانه و زاهدانهء شديد معاف هستيد ؛ ولى چهار چيز را فراموش نكنيد كه با انجام آنها در واقع به من كمك كنيد تا حكومت اسلامى را در اين كشور پهناور اسلام سامان بخشم .
نخست توصيه به « ورع » مىكند كه در واقع به معناى تقواى در سرحد عالى است . سپس به « اجتهاد » يعنى تلاش و كوشش در راه حفظ عدالت و حمايت از محرومان و سوم « عفت » كه به معناى خويشتندارى در برابر شهوات مختلف است و چهارم « سداد » كه انتخاب راه صحيح و مستقيم و پرهيز از بيراهههاست .
به يقين اگر مسئولان كشور اسلامى اين چهار صفت را در خود جمع كنند و زندگى آنها همچون زندگى مردم متوسط باشد و نه بيشتر ، همه چيز رو به راه مىشود و تودههاى مردم از حكومت راضى خواهند شد .
هامش
( 1 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 16 .