بخش دوم
أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً ، يَقْتَدِي بِهِ وَيَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ ؛ أَلَا وَإِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ ، وَمِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ ، أَلَا وَإِنَّكُمْ لَاتَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ ، وَلَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ ، وَعِفَّةٍ وَسَدَادٍ . فَوَ اللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً ، وَلَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً ، وَلَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً ، وَلَا حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً ، وَلَا أَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا كَقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَةٍ ، وَلَهِيَ فِي عَيْنِي أَوْهَى وَأَوْهَنُ مِنْ عَفْصَةٍ مَقِرَةٍ .
ترجمه
آگاه باش ! هر مأمومى امام و پيشوايى دارد كه بايد به او اقتدا كند و از نور دانش او بهره گيرد . ( تو بايد به امام و پيشواى خود نگاه كنى ) بدان امام شما از دنيايش به دو جامهء كهنه و از غذاهايش به دو قرص نان قناعت كرده است . آگاه باش كه شما نمىتوانيد اين چنين باشيد ، و اين زندگى را تحمّل كنيد ( من شما را از آن معاف مىكنم ) ولى مرا با پرهيزگارى و تلاش ( براى پاك زيستن ) و عفت و پيمودن راهِ درست يارى دهيد . به خدا سوگند ! من هرگز از ثروتهاى دنياى شما چيزى از طلا و نقره نيندوختهام و از غنايم و ثروتهاى آن مالى ذخيره نكردهام و براى اين لباس كهنهام بدلى مهيا نساختهام و از اراضى اين دنيا حتى يك وجب به ملك خود در نياوردهام و از خوراك آن جز به مقدار قوت ناچيز چهارپاى مجروحى در اختيار نگرفتهام . اين دنيا در چشم من بىارزشتر و خوارتر از شيرهء تلخ درخت بلوط است !