خاك ) شكافت و روح انسانى را آفريد ، اگر گزارشى كه به من رسيده درست باشد ، تو در نزد من منزلت پستى خواهى داشت و ارزش و مقدارت در پيشگاه من سبك خواهد شد » ؛
( فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ « 1 » ، لَئِنْ كَانَ ذَلِكَ حَقّاً
لَتَجِدَنَّ لَكَ عَلَيَّ هَوَاناً ، وَلَتَخِفَّنَّ عِنْدِي مِيزَاناً ) .
باز امام عليه السلام در اين جمله قضاوت محتاطانهاى دربارهء او مىكند كه مبادا گزارشگران اشتباهى كرده باشند و آبروى انسان با ايمانى بىجهت بريزد و مىفرمايد : اگر گزارش صحيح باشد در نظر من بىارزش و بىمقدار خواهى شد .
امام عليه السلام در اينجا او را تهديد به مجازات خشنى نمىكند و ليكن به توبيخ معنوى مىپردازد كه از مجازات خشونت آميز ظاهرى دردناكتر است .
در ادامهء سخن ، امام عليه السلام او را نصيحت مىكند ؛ نصيحتى پر معنا و آشكار .
مىفرمايد : « بنابراين حق پروردگارت را سبك مشمار و دنيايت را با نابودى دينت سامان مده كه اگر چنين كنى از زيانكارترين افراد خواهى بود » ؛
( فَلَا تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّكَ ، وَلَا تُصْلِحْ دُنْيَاكَ بِمَحْقِ « 2 » دِينِكَ ، فَتَكُونَ مِنَ الْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ) .
بديهى است هيچ انسان عاقل و با ايمانى نبايد حق خويشاوندان را بر حق خداوند مقدم دارد و با معصيت پروردگار ، آنها را نوازش دهد و هيچ فرد خردمندى نبايد سرمايهء دين را كه سبب نجات آخرت است با متاع ناپايدار و بىمقدار دنيا معاوضه كند . تعبير به
« اخسرين ؛
زيانكارترين » اشاره به همين است كه انسان پرارزشترين كالا را به كمارزشترين متاع بفروشد .
از آنجا كه مصقله شايد گمان مىكرد با دادن بخشى از بيتالمال به بستگانش
هامش
( 1 ) . « النَسَمَة » در اصل به معناى نفس كشيدن و وزش ملايم نسيم است و گاه به خود انسان يا روح او اطلاقمىشود .
( 2 ) . « مَحْق » به معناى محو و نابود كردن است .