و قبل از داستان اسيران بنىناجيه نيز اموال بيتالمال را در ميان بستگانش تقسيم مىكرد و هنگامى كه اين خبر به امام عليه السلام رسيد ، امام عليه السلام نامهء مورد بحث را براى وى نوشت .
اين نامه به سه نكتهء پر اهمّيّت اشاره مىكند : نخست مىفرمايد : « گزارشى از تو به من رسيده است كه اگر درست باشد و اين كار را انجام داده باشى ، پروردگارت را به خشم آورده و امامت را عصيان كردهاى » ؛
( بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَكَ ، وَعَصَيْتَ إِمَامَكَ ) .
اين تعبير كه به طور سربسته بيان شده ، نشان مىدهد كه امام عليه السلام خبرى را كه به او رسيده بود صد در صد تصديق نفرمود و جانب احتياط را رعايت كرد كه مبادا شخص بىگناهى متهم گردد .
آنگاه خبرِ رسيده را به طور واضح و مشروح بيان كرده ، مىفرمايد : « به من گزارش دادهاند ، تو غنايم مسلمانان را كه با نيزهها و اسبهايشان ( در جنگ با دشمن ) به دست آمده و خونهايشان در اين راه ريخته شده در ميان گروهى از باديهنشينان قبيلهات كه تو را به رياست خود برگزيدهاند تقسيم مىكنى » ؛
( أَنَّكَ تَقْسِمُ فَيْءَ الْمُسْلِمِينَ الَّذِي حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ ، وَخُيُولُهُمْ وَأُرِيقَتْ عَلَيْهِ دِمَاؤُهُمْ ، فِيمَنِ اعْتَامَكَ « 1 » مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِكَ ) .
به يقين اگر مصقله چنين كارى را انجام داده باشد بسيار كار خلافى مرتكب شده ، زيرا دستآورد خون مجاهدان و شهيدان را براى رياست خود بر قومش هزينه كرده است .
سپس در بخش دوم اين نامه مىفرمايد : « سوگند به كسى كه دانه را ( در زير
هامش
( 1 ) . « اعْتامَ » از ريشهء « اعتيام » و از ريشهء « عِيم » بر وزن « عيب » در اصل به معناى تشنگى و علاقهء به شير است و از آنجا كه انسان هنگامى كه علاقهء شديد به چيزى پيدا كرد ، تلاش مىكند نوع خوب آن را به دست آورد ، واژهء « عِيمة » ( به كسر ميم ) به معناى هر چيز خوب و برگزيدهاى آمده است ، بنابراين جملهء « اعْتامَكَ » يعنى تو را برگزيدهاند .