بَعْدُ ، فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ ، إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ ، وَعَصَيْتَ إِمَامَكَ ، وَأَخْزَيْتَ « 1 » أَمَانَتَكَ ) .
امام عليه السلام در اين عبارت ، محتاطانه با مخاطب خود ( ابن عباس يا ديگرى ) برخورد مىكند و به طور قطع نمىفرمايد تو اين كارهاى خلاف را انجام دادهاى بلكه هشدار مىدهد كه اگر خبرى كه به من رسيده راست باشد ، تو هم در پيشگاه خدا مسئولى و هم در پيشگاه امام خود و هم در برابر مردم به رسوايى كشيده شدهاى .
چه تعبير گويايى كه انسان بر اثر انجام كارى خود را در برابر خدا و امام و خلق بىاعتبار كرده باشد .
جملهء
« أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ ؛
امانت خود را رسوا كردهاى » ممكن است اشاره به امانت مقام ؛ يعنى فرماندارى باشد ؛ يعنى كار تو مايهء رسوايى فرماندارى توست و يا اشاره به امانت و اعتبارى است كه او نزد مردم داشته ؛ يعنى خود را در نظر خلق بىاعتبار ساختهاى .
آنگاه امام عليه السلام توضيح بيشترى در اين زمينه مىدهد كه در واقع ، تفصيل بعد از اجمال و تبيين پس از ابهام است مىفرمايد : « به من خبر دادهاند كه تو زمينهاى آباد را ويران كردهاى و آنچه از بيتالمال در زير دست تو بوده است را به خيانت برگرفته و خوردهاى » ؛
( بَلَغَنِي أَنَّكَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَيْكَ ، وَأَكَلْتَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ ) .
جملهء
« جَرَّدْتَ الْأَرْضَ ؛
زمين را برهنه ساختهاى » ممكن است اشاره به اين باشد كه محصولات اراضى خراجيه را بر گرفته و براى خود برداشتهاى و نيز ممكن است اشاره به اين باشد كه بر اثر سوء تدبيرت زمينهاى زراعى را ويران
هامش
( 1 ) . « أخْزَيْتَ » از ريشهء « خِزْى » بر وزن « حزب » در اصل به معناى شكست روحى ( و شرمسارى ) است كه يا از ناحيهء خود انسان است و به صورت حياى مفرط آشكار مىشود و يا از ناحيهء ديگرى است كه بر انسان تحميل مىگردد . اين مادّه گاه به معناى افتادن در بلا و گاه به معناى رسوايى و شرمندگى ناشى از آن است .