اشاره به عدم احساس تنهايى در برابر مشكلات و تشبيه سوم اشاره به مبارزهء با دشمنان با كمك عشيره و خويشاوندان است .
در واقع همان گونه كه اجتماع بزرگ انسانها در سايهء كمكهاى متقابل به پيشرفتهاى بىنظير نايل مىگردد اجتماع كوچك عشيره و خويشاوندان در دل اين اجتماع بزرگ نيز با تعاون بيشتر و همكارى نزديكتر به موفقيتهاى فوق العادهاى نايل مىگردد . حتى اقوام جاهلى نيز به اين حقيقت پى برده بودند و لذا پيوند با قبيله و جلب حمايت آنها در غلبه بر مشكلات در عصر جاهليّت عرب و ساير اعصار نيز با قوت تمام دنبال مىشد . البتّه با اين تفاوت كه آنها در حمايت از قبيله و حمايت قبيله از آنان ، حق و باطل و ظلم و عدالت را به رسميت نمىشناختند و بدون قيد و شرط ، از يكديگر كمك مىخواستند و مورد حمايت قرار مىگرفتند ؛ ولى اسلام اين حمايت متقابل را محدود به مسيرهاى حق كرد و طرفدارى از باطل را حتى آنجا كه پاى پدر و مادر و برادر در ميان باشد مجاز نشمرده است .
در بخش چهارم خطبهء بيست و سوم در جلد دوم همين كتاب بحث قابل توجهى ملاحظه خواهيد كرد .
ابن ابى الحديد نمونههايى از حمايت قبيله نسبت به افراد مظلوم را آورده كه نشان مىدهد اين حمايت تا چه حد كارساز بوده است . از جمله اينكه فرزدق هر زمان مىخواست در مقابل خلفا و امرا شعرى از اشعارش را بخواند حتما نشسته مىخواند . روزى وارد بر خليفهء اموى سليمان بن عبدالملك شد و شعرى خواند و پدران خودش را در آن ستود . سليمان ، ناراحت شد گفت : اين مدح و ستايش دربارهء من بود يا خودت ؟ فرزدق در جواب گفت : هم براى من و هم براى تو .
اين مسأله سبب خشم سليمان شد به او گفت : بسيار خوب برخيز و بقيهء اشعار را بخوان و بعد از اين جز در حالت قيام نبايد شعرى بخوانى . فرزدق گفت : نه به
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 701
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٠١