خلاصه اينكه احترامات زن بايد محفوظ باشد ؛ ولى در حد خودش و از آنها به ديگران تجاوز نكند خواه به صورت قبول شفاعت باشد و يا بدون شفاعت ؛ زيرا از نظر روانى آثار منفى در آنها مىگذارد و آنها را تشويق به ارتباط با ديگران مىكند .
بعضى از شارحان در تفسير « وَ لَا تَعْدُ بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا » گفتهاند : منظور اين است كه بيش از حد آنها را احترام نكن و در تكريمشان اندازه نگه دار ؛ ولى اين تفسير با تركيب اين جمله و كلمات آن سازگار نيست و ظاهر همان است كه در بالا گفته شد .
در هشتمين ( و آخرين توصيهء اين بخش از خطبه ) مىفرمايد : « بر حذر باش از اينكه در جايى كه نبايد غيرت به خرج دهى اظهار غيرت كنى ( و كار به سوء ظن ناروا بينجامد ) زيرا اين غيرت بىجا و سوء ظن نادرست ، زن پاك دامن را به ناپاكى و بىگناه را به آلودگىها سوق مىدهد » ؛ ( وَ إِيَّاكَ وَ التَّغَايُرَ « 1 » فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَةٍ ، فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلَى السَّقَمِ ، وَ الْبَرِيئَةَ إِلَى الرِّيَبِ ) . « 2 »
شك نيست كه هر كسى به ويژه زنان براى حفظ آبروى خود دست به كارهاى خلاف نمىزنند ؛ ولى اگر نزديكان و همسران آنان با غيرتهاى بىمورد و سوء ظنهاى ناروا آنها را متهم كنند اين پرده دريده مىشود و مىگويند : حال كه ما را بىجهت رسوا كردهاند چه ضرورتى دارد كه ديگر در پاكى خود بكوشيم . از اين پس هر آنچه بادا باد .
اين سخن تنها دربارهء زنان صادق نيست ، بلكه دربارهء فرزندان ، همكاران ، خدمتكاران و دوستان نيز جارى است كه هميشه سوء ظنهاى ناروا سبب تشويق به آلودگىها مىشود و راه را براى فساد مىگشايد . همه چيز در حد اعتدال خوب است حتى غيرت و تعصب براى حفظ ارزشها .
هامش
( 1 ) . « التغاير » از ريشهء « غيرت » به معناى شدت عمل در جهت حفظ نواميس يا سرمايههاى مهم ديگر است .
( 2 ) . « ريب » ( با توجّه به فتح ياء ) جمع « ريبة » بر وزن « غيبت » به معناى شك و سوء ظن است .