مىگردد و مىخواهد به دوستى برگردد ولى راهى در برابر او باقى نمانده است .
همين تعبير به صورت جامعترى در كلام ديگرى از امير مؤمنان عليه السلام ( مطابق آنچه در بحارالانوار آمده ) ديده مىشود كه مىفرمايد : « أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْناً مَا فَعَسَى أَنْ يَكُونَ بَغِيضَكَ يَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِيضَكَ هَوْناً مَا فَعَسَى أَنْ يَكُونَ حَبِيبَكَ يَوْماً مَا ؛ با دوستت در حد اعتدال دوستى كن شايد روزى دشمنت شود و با دشمنت در حد اعتدال دشمنى كن شايد روزى دوستت شود ( مبادا از كارهايى كه در حق او كردى شرمنده شوى ) » . « 1 »
به گفتهء ابن ابى الحديد بعضى از دانشمندان اين مطلب را به بيان ديگرى گفتهاند : « إذا هويت فلا تكن غاليا و إذا تركت فلا تكن قاليا ؛ هر گاه به كسى علاقمند شدى راه غلو را در پيش نگير و هر گاه او را رها ساختى راه عداوت را در پيش مگير » . « 2 »
حضرت در آخرين و هشتمين توصيهء اين بخش از وصيّتنامه مىفرمايد :
« كسى كه دربارهء تو گمان نيكى ببرد با عمل گمانش را تصديق كن » ؛ ( وَ مَنْ ظَنَّ بِكَ خَيْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ ) .
اشاره به اينكه اگر مثلًا تو را اهل خير و بذل و بخشش و سخاوت مىداند و از تو چيزى خواست به او كمك كن تا گمان او را تصديق كرده باشى و بزرگوارى تو تثبيت شود .
اين گونه رفتار دو مزيت دارد ؛ هم خوشبينى و حسن ظن مردم را تثبيت مىكند و هم با اين خوشبينىها به راه خير كشيده مىشود .
بسيار اتفاق مىافتد كه افرادى نزد انسان مىآيند و مىگويند مشكلى داريم كه گمان مىكنيم تنها به دست تو حل مىشود انسان بايد در حل مشكل چنين افرادى بكوشد و حسن ظن آنها را به سوء ظن تبديل نكند .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 71 ، ص 177 ، ح 14 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 110 .