صميميت زندگى مىكنند .
در حديثى از امام ابوالحسن على بن موسى الرضا عليهما السلام مىخوانيم : « يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ كَيْلَا يَتَمَنَّوْا مَوْتَه ؛ سزاوار است هر گاه انسان نعمتى پيدا كرد خانوادهء خود را در رفاه قرار دهد مبادا ( تضييق بر آنان سبب شود كه ) آرزوى مرگ او را كنند » . سپس امام عليه السلام در ذيل روايت فرمود : « كسى بود كه امام عليه السلام نعمتى به او داد و او آن نعمت را از خانوادهء خود دريغ داشت خدا آن نعمت را از او گرفت و به ديگرى داد » . « 1 »
در سومين توصيه مىافزايد : « به كسى كه به تو علاقه ندارد ( و بىاعتنايى يا تحقير مىكند ) اظهار علاقه مكن » ؛ ( وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِيمَنْ زَهِدَ « 2 » عَنْكَ ) .
زيرا چنين علاقهاى باعث ذلت و خوارى انسان مىشود . درست است كه طبق دستورات گذشته انسان بايد با كسى كه از او قطع رابطه كرده پيوند برقرار سازد ؛ ولى اين در جايى است كه طرف مقابل جواب مثبت دهد ؛ اما اگر او بىاعتنايى و تحقير مىكند نبايد تن به ذلت داد و به سراغش رفت ، بلكه بايد عطايش را به لقايش بخشيد . مطابق ضرب المثل معروف ، انسان بايد براى كسى بميرد كه او برايش تب مىكند .
در چهارمين توصيه مىفرمايد : « و نبايد برادرت در قطع پيوندِ برادرى نيرومندتر از تو در برقرارى پيوند باشد و نه در بدى كردن قوىتر از تو در نيكى نمودن » ؛ ( وَ لَا يَكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِيعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ ، وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَى الْإِسَاءَةِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْإِحْسَانِ ) .
اشاره بر اينكه هر قدر او در قطع پيوند مىكوشد ، تو بيش از وى اصرار بر پيوند داشته باش و هرچه او در بدى تلاش مىكند ، تو بيشتر در نيكى تلاش كن .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 11 ، ح 3 .
( 2 ) . واژهء « زهد » خواه با « فى » متعدى شود يا با « عن » هر دو به معناى بىاعتنايى كردن است و زاهد را از اين جهت زاهد مىگويند كه نسبت به زرق و برق دنيا بىاعتناست .