اشاره به اينكه بسيار مىشود كه دوستان انسان از نصايحى كه ممكن است سبب آزردگى خاطر ما شود پرهيز مىكنند و حقايق را كتمان مىنمايند . آنها در واقع نصيحت كنندهء با اخلاص نيستند ، زيرا اگر مشكل كسى را به او بگويند و موقتا ناراحت شود ؛ ولى او را از خطر و ضرر يا از گناهى رهايى بخشند بسيار بهتر از آن است كه لب فرو بندند و او را در دام مشكلات و خطرات رها سازند .
متأسفانه بسيارند كسانى كه روى همين گونه ملاحظات از اندرزهاى به موقع صرف نظر مىكنند و خدا را از خود ناراضى و به خلق خدا خيانت مىنمايند .
جالب اينكه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : « أَحَبُّ إِخْوَانِي إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى إِلَيَّ عُيُوبِي ؛ محبوبترين دوستان من آنها هستند كه عيوب مرا به من هديه مىكنند » . « 1 »
يعنى انسان عاقل نه تنها نبايد از بيان عيوب خود بر زبان ديگران ناراحت شود بلكه آنها را به گفتن اين عيوب تشويق كند .
در حديث پر معناى ديگرى از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده است كه به يكى از دوستانش فرمود : « اتَّبِعْ مَنْ يُبْكِيكَ وَ هُوَ لَكَ نَاصِحٌ وَ لَا تَتَّبِعْ مَنْ يُضْحِكُكَ وَ هُوَ لَكَ غَاشٌّ ؛ از كسى پيروى كن كه تو را مىگرياند ؛ اما خالصانه سخن مىگويد و از آن كس بپرهيز كه تو را مىخنداند اما ناخالصانه حرف مىزند ( و زشتىهايت را در نظرت زيبا نشان مىدهد ) » . « 2 »
آن گاه امام عليه السلام در چهارمين توصيهاش مىفرمايد : « خشم خود را جرعه جرعه فرو بر كه من جرعهاى شيرينتر و خوش عاقبتتر و لذتبخشتر از آن نديدم » ؛ ( وَ تَجَرَّعِ الْغَيْظَ فَإِنِّي لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً ) . « 3 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 639 ، ح 5 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 638 ، ح 2 .
( 3 ) . « مغبّة » به معناى عاقبت از ريشهء « غَبّ » به معناى عاقبت گرفته شده است . اين ريشه گاهى در مورد كارها و امورى كه يك در ميان انجام مىشود اطلاق مىگردد ؛ مانند روايت معروفى كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه به بعضى از يارانش فرمود : « زُرْ غِبّاً تَزْدَدْ حُبّاً ؛ همه روز به ديدن من نيا ، بلكه يك روز در ميان باشد تا محبّت شديدتر شود » . ( مستدرك الوسائل ، ج 10 ، ص 374 ، ح 12210 )