جملهء « لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَكَ » بيان واقعيّتى روشن است كه هيچ انسانى در اين جهان به تمام آرزوهاى خود نخواهد رسيد ، بنابراين چرا در طلب روزى حريص باشد ؟
جملهء « وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ » اشاره به اين است كه عمر انسان به هر حال محدود است و هيچ كس نمىتواند بيش از وقت مقرر در اين جهان بماند . حال كه چنين است چرا براى به دست آوردن مال ، بيش از حد دست و پا كند .
تعبير به « خَفِّضْ ؛ آرام باش و فرو نه » و « أَجْمِلْ ؛ راه اعتدال پيش گير » هر دو اشاره به يك حقيقت و آن ترك حرص و براى جلب روزى بيشتر است . اين تعبير هرگز تلاش و سعى براى به دست آوردن روزى حلال را نفى نمىكند .
امام عليه السلام در ادامهء اين سخن به استدلال پرمعنايى توسل مىجويد و مىفرمايد :
« زيرا بسيار شده كه تلاش فراوان ( در راه دنيا ) منجر به نابودى ( اموال ) گرديده ( اضافه بر اين ) نه هر تلاشگرى به روزى رسيده و نه هر شخص ميانهروى محروم گشته است » ؛ ( فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَى حَرَبٍ « 1 » ؛ فَلَيْسَ كُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ ، وَ لَا كُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ ) .
شبيه اين مضمون در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است ، حضرت مىفرمايد : « اجملوا فى طلب الدنيا فان كلا ميسّر لما خلق له ؛ در طلب دنيا ميانهرو باشيد چرا كه به هر كس آنچه مقدر شده است داده مىشود » . « 2 »
جملهء « رب طلب قد جر الى حرَب ؛ چه بسيار تلاش فراوانى كه منجر به نابودى شده » به گفتهء بعضى از نويسندگان ، ضرب المثلى در لسان العرب است كه مضمون آن را در فارسى ، سعدى در ضمن دو بيت آورده است :
شد غلامى كه آب جوى آورد * آب جوى آمد و غلام ببرد
دام ، هر بار ماهى آوردى * ماهى اين بار رفت و دام ببرد
هامش
( 1 ) . « حرب » به معناى غارت كردن است و در اينجا معناى فعل مجهول دارد ؛ يعنى غارت شدن .
( 2 ) . كتاب السنة ، عمرو بن ابى عاصم ، ص 182 .