تعبيرى جالبتر و زيباتر از اين پيدا نمىشود .
تعبير دوم برگرفته از قرآن مجيد است آنجا كه مىفرمايد : « مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَة ؛ كيست كه به خدا قرض نيكويى دهد ، ( و بدون منت ، انفاق كند ، ) تا خداوند آن را براى او ، چندين برابر كند ؟ » . « 1 » البته آيه مسألهء وام دادن را با نكتهء اضافهاى بيان مىدارد و آن اينكه خداوند وامى را كه از بندگانش مىگيرد دو چندان يا چند برابر به آنها باز پس مىدهد .
تعبير اوّل را هم احتمالا بتوان از آيات شريفهء سورهء بلد استنباط كرد آنجا كه مىفرمايد : « فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعامٌ فِى يَوْمٍ ذِى مَسْغَبَةٍ . . . » . « 2 »
شايان توجّه است كه مرحوم صدوق در كتاب علل الشرايع روايت جالبى متناسب با وصيّتنامهء بالا نقل مىكند كه سفيان بن عُيَيْنَه مىگويد : زُهرى ( يكى از تابعين معروف ) در شبى سرد و بارانى على بن الحسين عليه السلام را ديد كه آرد بر دوش خود حمل مىكند عرض كرد : يابن رسول اللَّه اين چيست ؟ فرمود : « أُرِيدُ سَفَراً أُعِدُّ لَهُ زَاداً أَحْمِلُهُ إِلَى مَوْضِعٍ حَرِيز ؛ سفرى در پيش دارم كه زاد و توشهء آن را به جاى مطمئنى نقل مىكنم » زُهرى گفت : غلام من در خدمت شماست آن را براى شما حمل مىكند . امام عليه السلام قبول نكرد ، زُهرى گفت : من خودم آن را بر دوش حمل مىكنم تو و الا مقامتر از آنى كه بخواهى چنين بارى را بر دوش حمل كنى . امام عليه السلام فرمود : « لَكِنِّي لَا أَرْفَعُ نَفْسِي عَمَّا يُنْجِينِي فِي سَفَرِي وَ يُحْسِنُ وُرُودِي عَلَى مَا أَرِدُ عَلَيْهِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ اللَّهِ لَمَّا مَضَيْتَ لِحَاجَتِكَ وَ تَرَكْتَنِي ؛ لكن من خودم را والاتر از آن نمىدانم كه آنچه مرا در سفرم نجات مىبخشد و ورودم رابر آنچه مىخواهم نيكو مىسازد بر دوش حمل كنم . تو را به خدا سوگند مىدهم به دنبال
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 245 .
( 2 ) . بلد ، آيهء 11 - / 14 .