شرح و تفسير ايمان به يكتايى او
امام عليه السلام در اين بخش از وصيّتنامهء خود به سراغ يكى از دلايل توحيد مىرود ، همان توحيدى كه پايهء اصلى تمام دين و ركن ركين آن است ؛ مىفرمايد :
« پسرم بدان اگر پروردگارت شريكى داشت ، رسولان او به سوى تو مىآمدند و آثار ملك و قدرتش را مىديدى و افعال و صفاتش را مىشناختى » ؛ ( وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِيكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ ، وَ لَرَأَيْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ ، وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ ) .
امام عليه السلام در يك نگاه براى نفى شريك و همتا براى خداوند به سه امر استدلال مىكند :
نخست اينكه اگر خدا شريك و همتايى مىداشت حتما حكيم بود و خداوند حكيم بايد بندگان را از وجود خويش آگاه سازد و اوامر و نواهيش را توسط پيامبران خويش به گوش آنها برساند در حالى كه ما مىبينيم تمام انبيا بشر را به سوى خداى واحد دعوت كردهاند ؛ آيات قرآن و متون كتب آسمانى گواه اين مطلب است .
از سوى ديگر اگر پرودگار ديگرى وجود داشت بايد آثار ملك و قدرت و سلطان او در جهان نمايان گردد در حالى كه هر چه در اين عالم بيشتر دقت مىكنيم به وحدت آن آشناتر مىشويم . جهان مجموعهء واحدى است با قوانين يكسان كه بر سر تا سر آن حكومت مىكند و اين وحدت كه از ساختمان اتمها گرفته تا كهكشانهاى عظيم همه تحت قانون واحدى به حيات خود ادامه مىدهند ، دليل بر يكتايى آفريدگار و يگانگى خداست .
آن گاه امام عليه السلام در ادامهء اين سخن به هفت وصف از صفات خداوند اشاره مىكند :