دارى ؛ يكى راه پيروى از پيشينيان صالح از خاندانت و استفاده از تجربيات بسيار سودمند آنها كه راهى است نسبتا آسان و بىخطر . و راه دوم ، راه اجتهاد شخصى است كه خودت وارد ميدان شوى و حق را از باطل بشناسى و پيمودن اين راه چهار شرط دارد .
نخست اينكه در هر موضوعى نيك بينديشى و دقت كنى و ديگر اينكه از فرو رفتن در شبهات يا تمسك جستن به تعصب يا خصومات بپرهيزى و سوم اينكه از خداى خود استعانت بجويى و از او بخواهى كه تو را در پيمودن اين راه كمك كند و چهارم اينكه از هر امر مشكوكى كه ممكن است منتهى به ورود در شبههاى شود يا تو را به گمراهى بكشاند بپرهيزى .
سپس امام عليه السلام در ادامهء اين سخن ، نكته را روشن مىكند كه تنها سخنان سودمند و پربار و مؤثرِ من كافى نيست ؛ آمادگى در وجود تو نيز از شرايط تأثير محسوب مىشود و به تعبير ديگر همان گونه كه فاعليت فاعل شرط است ، قابليت قابل نيز لازم است ، از اين رو براى آماده ساختن قلب و جان فرزندش براى پذيرش اين وصايا مىفرمايد :
« هر گاه يقين كردى قلب و روحت صفا يافته و در برابر حق خاضع شده و رأيت به كمال پيوسته و تمركز يافته و تصميم تو در اين باره تصميم واحدى گشته ( و از هر چه غير از آن است صرف نظر كردهاى ) در اين صورت به آنچه براى تو ( در اين وصيّتنامه ) توضيح دادهام دقت كن ( تا نتيجهء مطلوب را بگيرى ) » ؛ ( فَإِنْ أَيْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُكَ فَخَشَعَ ، وَ تَمَّ رَأْيُكَ فَاجْتَمَعَ ، وَ كَانَ هَمُّكَ فِي ذَلِكَ هَمّاً وَاحِداً ، فَانْظُرْ فِيمَا فَسَّرْتُ لَكَ ) .
مسلم است كسانى كه قلبى تاريك و مملو از تعصبها و هوا و هوس دارند و فكرشان چندين جا مشغول است ؛ گاه در فكر حفظ مقامند و گاه در فكر جمع اموال و گاه به دنبال هوا و هوسهاى ديگر ، آنها نمىتوانند از نصايح و اندرزهاى
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣٢