( فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِكَ مِنْ كَدَرِهِ ، وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ ، فَاسْتَخْلَصْتُ لَكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ نَخِيلَهُ « 1 » وَ تَوَخَّيْتُ « 2 » لَكَ جَمِيلَهُ ، وَ صَرَفْتُ عَنْكَ مَجْهُولَهُ ) .
اشاره به اينكه مطالعهء آثار پيشينيان و سير و سياحت در آثار آنها به تنهايى كافى نيست . انسان بايد همچون صرّاف ، سره را از ناسره جدا سازد و آنچه را خوب است گزينش كند و ناخالصىها را به دور افكند و من زحمت اين كار را نيز براى تو كشيدهام .
امام عليه السلام در پايان اين بخش از وصيّتنامه انگيزهء خود را بر بيان اين وصيّتنامه به اين صورت بيان مىكند كه مىفرمايد : « و همان گونه كه پدرى مهربان بهترين نيكىها را براى فرزندش مىخواهد من نيز صلاح ديدم كه تو را به اين وسيله تربيت كنم و همت خود را بر آن گماشتم ، چرا كه عمر تو رو به پيش است و روزگارت رو به جلو و داراى نيتى سالم و روحى باصفا هستى » ؛ ( وَ رَأَيْتُ حَيْثُ عَنَانِي مِنْ أَمْرِكَ مَا يَعْنِي الْوَالِدَ الشَّفِيقَ ، وَ أَجْمَعْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَدَبِكَ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ أَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَ مُقْتَبَلُ « 3 » الدَّهْرِ ، ذُو نِيَّةٍ سَلِيمَةٍ ، وَ نَفْسٍ صَافِيَةٍ ) .
اشاره به اينكه اگر من زحمتِ گردآورى تجارب پيشينيان و آموزههاى تاريخ را براى تو كشيدم و همهء آنها را در اين اندرزنامهام خلاصه كردم ، به دو دليل است نخست اينكه پدرم ؛ پدرى مهربان و عاشق و دلباختهء سعادت فرزندش و ديگر اينكه تو هم جوان هستى و در آغاز عمر و نيتى پاك و قلبى صاف دارى . اين دو ،
هامش
( 1 ) . « نخيل » از ريشهء « نخل » در اصل به معنى غربال كردن آرد براى جدا سازى سبوس و نخاله است . سپس واژهء « نخيل » به هر شىء تصفيه شده اطلاق شده است و در عبارت بالا منظور امام اين است كه من از تاريخ پيشينيان ، مصفاى آن را براى تو برگزيدم و بخشهاى تاريك و كدر آن را رها ساختم و بايد توجه داشت كه « نخيل » به اين معناى كه جنبهء وصفى دارد غير از « نخيل » جمع « نخل » به معناى درخت خرماست .
( 2 ) . « توخيت » از ريشهء « وخى » بر وزن « نفى » به معناى قصد چيزى كردن گرفته شده و « توخى » در اينجا به معناى برگزيدن و انتخاب كرده به كار رفته است .
( 3 ) . « مقتبَل » به معناى آغاز شده و ابتداى هر چيز از ريشهء « اقتبال » به معناى شروع كردن و ابتدا نمودن به چيزى گرفته شده است .