تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
اين قرآن كه به تو وحى كرديم ، براى تو شرح مىدهيم » . « 1 » گاهى نيز مخاطبان خود را به سير در زمين و مطالعهء آثارى كه از گذشتگان باقى مانده و تاريخ تكوينى آنها را تشكيل مىدهد ، دعوت مىكند و مىگويد : « قُلْ سِيرُوا فِى الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ » . « 2 » امام عليه السلام در اين وصيّت‌نامه به نكتهء مهمى دربارهء تاريخ اشاره كرده است و آن اينكه مطالعهء دقيق تاريخ پيشينيان ، عمر جاودان به انسان مىبخشد و به اين مىماند كه انسان از روز آغاز خلقت آدم عليه السلام تا امروز همراه همهء اقوام و جمعيّت‌ها بوده و نتيجهء تجارب آنها را براى خود ذخيره كرده باشد و به راستى چه فرصت گرانبهايى است كه انسان با هزينهء بسيار كم ، متاعى اين چنين بزرگ به دست آورد . البته تاريخ كاستىهاى مهمى دارد و اين بر اثر اعمال نفوذ جباران پيشين در تحريف حقايق تاريخ به نفع خويشتن است كه اين آينه را در موارد بسيارى تيره و تار ساخته‌اند و با تطميع و تهديد تاريخ نگاران ، آنها را وادار به اين كار كرده‌اند كه نمونهء آشكار آن بنىاميّه و تاريخ ننگين آنهاست . ولى محققانِ آگاه ، با دقت در قراينى كه در گوشه و كنار حوادث تاريخى است غالبا مىتوانند سره را از ناسره بشناسند و حق را از باطل جدا سازند و از آنجا كه دروغگويان حافظه ندارند و غالبا گرفتار ضد و نقيض مىشوند از آن ضد و نقيض‌ها ، آب را از سراب تشخيص دهند . اى كاش قدرتمندان امروز گاه و بىگاه سرى به تاريخ مىزدند و حد اقل شاهنامه‌ها را مىخواندند و سرنوشت آيندهء خود را در اين آينه مىديدند و دست از ظلم و ستم و تبهكارى بر مىداشتند .
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 3 . ( 2 ) . روم ، آيهء 42 .