گفتهاى خليفهء اوّل از همه در پيشگاه خدا برتر و والاتر بود چگونه ممكن است چنين باشد در حالى كه چنين ستمى با نخستين مسلمان و نزديكترين فرد به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و آگاهترين و داناترين آنها بنمايد ؟ اين تناقضگويى تو دليل بر رسوايى توست .
آن گاه در شرح اين سخن مىافزايد : « اين امر براى يك مسلمان نقص نيست كه مظلوم واقع شود مادام كه در دين خود ترديد نداشته باشد و در يقين خود شك نكند » ؛ ( وَ مَا عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضَاضَةٍ « 1 » فِي أَنْ يَكُونَ مَظْلُوماً مَا لَمْ يَكُنْ شَاكّاً فِي دِينِهِ ، وَ لَا مُرْتَاباً بِيَقِينِهِ ! ) .
آرى نيكان و پاكان در طول تاريخ بر اثر حقگويى و حقجويى و عدم تسليم در برابر خواستههاى ظالمان ، مورد ظلم و ستم قرار گرفتهاند ، اين افتخار آنها بوده و هست .
اشاره به اينكه اگر چنين مظلوميتى عيب باشد بايد بگويى در جنگ احد كه پيشانى و دندان پيامبر صلى الله عليه و آله به وسيلهء حاميان پدرت شكست و پهلوى حمزه كه به وسيلهء مادرت شكافته شد و جگرش را بيرون كشيد و به دهان گذارد ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و حمزه در خور مذمت و پدرت و مشركان مكّه و مادرت هند شايستهء مدح و تقديرند .
آيا هيچ عاقلى چنين سخنى را مىپذيرد ؟ و اگر به گذشتهء تاريخ باز گرديم پيامبران بزرگى همچون ابراهيم و يحيى و زكريا و حضرت مسيح عليهم السلام و غير آنها را مىبينيم كه در راه حقطلبى مورد ستم و ظلم قرار گرفتند .
امام عليه السلام در پايان اين فراز از نامه مىفرمايد : « اين دليل و حجت من است در برابر غير تو و من به همين مقدار كه بيان آن پيش آمد براى تو ذكر كردم » ؛ ( وَ هَذِهِ
هامش
( 1 ) . « غضاضة » به معناى نقصان و عيب است و از ريشهء « غض » به معناى كوتاه كردن و پايين انداختن و ناقص نمودن گرفته شده .