سپس امام عليه السلام تعبيرى دارد كه در واقع به منزلهء دليل براى دستور گذشته است ، مىفرمايد : « آن كس كه پنهان و آشكارش ، عمل و سخنش بر خلاف يكديگر نباشد امانت الهى را ادا كرده و بندگى خالصانه را انجام داده است » ؛ ( وَ مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلَانِيَتُهُ ، وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالَتُهُ ، فَقَدْ أَدَّى الْأَمَانَةَ ، وَ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ ) .
مفهوم اين سخن آن است كه آنهايى كه پنهان و آشكارشان متفاوت است و گفتارشان با رفتارشان هماهنگ نيست ، خائن و غير مخلصاند و به واقع چنين است . چه خيانتى از اين بدتر كه انسان اعمال نيك رياكارانه در برابر مردم انجام دهد و آن گاه كه به خلوت مىرود كار ديگر كند ؛ يا با زبانش وعدههاى نيكى دهد و پاكى و تقوا را بستايد ؛ ولى عملش بر ضد آن باشد و مايهء بىاعتمادى و سلب عقيدهء مردم گردد . اين كارها از هر كس كه باشد نازيباست و از دولتمردان اسلام نازيباتر .
امام عليه السلام در اين فرمايش خود در مسألهء اخلاص و امانت ، روى دو چيز انگشت گذاشتهاند : يكى هماهنگى خلوت و جلوت و ديگرى هماهنگى گفتار و كردار و در واقع اخلاص بر همين دو ركن استوار است و رياكاران هر دو يا يكى از آن دو را از دست مىدهند .
البته رعايت اين اصل بيش از هر كس در مسئولين اموال بيت المال اهميت دارد كه بايد حفيظ و امين باشند .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « من خالفت سريرته علانيته فهو منافق كائنا من كان و حيث كان و فى اى ارض كان و على اى رتبة كان ؛ كسى كه باطنش با ظاهرش مخالف باشد او منافق است هر كس باشد و در هر جا كه باشد و در هر سرزمين و در هر رتبه و مقامى كه باشد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 207 .