اسلام به عنوان آئينى مملوّ از برنامههاى اخلاقى ، حرمت حيوانات و حقوق آنها را نيز فراموش نكرده و مشمول محبّت و رأفت قرار داده است ( توضيح بيشترى در اين زمينه در بحث نكات خواهد آمد ) .
آن گاه در دستور ديگرى مىفرمايد : « سپس آنچه نزد تو جمع شده فوراً به سوى ما روانه كن تا آن را در مصارفى كه خداوند امر فرموده صرف كنيم » ؛ ( ثُمَّ احْدُرْ « 1 » إِلَيْنَا مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ نُصَيِّرْهُ حَيْثُ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ ) .
اين دستور به دو دليل داده شده است : نخست اينكه ممكن است نيازمندانى به صورت فوق العاده در انتظار كمكهاى بيت المال باشند كه اگر حق آنها زودتر برسد ، مشكلاتشان حل خواهد شد و ديگر اينكه تأخير در رساندن اين اموال ، معرض آفات است و براى نجات از آن آفات بايد تعجيل كرد و اموال زكات را به ولى امر مسلمين رسانيد .
بعضى از شارحان نهجالبلاغه از اين جمله احكام فقهى متعدّدى استفاده كردهاند : نخست اينكه نقل زكات از شهرى به شهر ديگر جايز است و ديگر اينكه مأموران جمعآورى زكات حق ندارند خودسرانه آنها را تقسيم كنند و سوم اينكه زكات بايد به دست ولى امر مسلمين برسد و زير نظر او تقسيم گردد .
بديهى است اين دستور مربوط به مناطق نزديك به مركز حكومت امام عليه السلام است و اما مناطق دور دست كه انتقال مال زكات به غير صورت نقدى عملًا امكان پذير نيست حكم ديگرى دارد ؛ يعنى نمايندگان امام عليه السلام مىتوانند آن را در مركز نمايندگى خود جمعآورى و تقسيم كنند .
آن گاه امام عليه السلام دربارهء كيفيت نقل حيوانات زكَوى به نمايندهء خود دستورات
هامش
( 1 ) . « احدر » از ريشهء « حدر » بر وزن « حرف » به معناى به سرعت حركت كردن و نيز به معناى پايين آوردن چيزى از بلندى است و در اينجا معناى اوّل مراد است ؛ يعنى حيوانات زكات را كه جمعآورى كردى به سرعت نزد ما بياور تا به اهلش برسانيم .