تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آن گاه مىافزايد : « سپس با آرامش و وقار به سوى آنان برو تا در ميان آنها قرارگيرى به آنها سلام كن و از اظهار محبّت و تحيّت چيزى فروگذار منما » ؛ ( ثُمَّ امْضِ إِلَيْهِمْ بِالسَّكِينَةِ وَ الْوَقَارِ ؛ حَتَّى تَقُومَ بَيْنَهُمْ فَتُسَلِّمَ عَلَيْهِمْ ، وَ لَا تُخْدِجْ بِالتَّحِيَّةِ لَهُمْ ) . به يقين ، با آرامش و وقار به سوى آنها رفتن و سلام و تحيّت كامل داشتن سبب آرامش آنان مىگردد و مردم از آمدن چنين مأمورانى وحشت و ناراحتى به خود راه نمىدهند . اين دستورات براى خنثى كردن ذهنيتى است كه در گذشته در زمان پادشاهان و امراى ظالم معمول بوده كه مأموران خشن را براى گرفتن ماليات و خراج مىگماردند كه مردم وجود آنها را شبيه بلاهاى آسمانى تصور مىكردند . با توجّه به اينكه « لَا تُخْدِجْ » از ريشهء « خداج » ( بر وزن علاج ) در اصل به معناى جنينى است كه ناقص يا قبل از موعد متولد مىشود و سپس به هر امر ناقصى گفته شده ، استفاده مىشود كه امام عليه السلام تأكيد دارد كه نمايندهء او در تحيت و خوش‌آمد گفتن هيچ كوتاهى نكند و مانند بسيارى از مأموران و نمايندگان حكومت‌ها كه از موضع برتر با مردم سخن مىگويند و حتى از پاسخ سلام هم ابا دارند ، با آنان رفتار نكند و به تعبيرى ديگر برخورد او با تودهء مردم ، برخورد دو دوست پر محبّت با يكدگر باشد . آن گاه امام عليه السلام انگشت روى جزئيات مربوط به طرز مطالبهء زكات گذارده و آن را به صورت جالبى شرح مىدهد . نخست اينكه مىفرمايد : « و بعد از سلام و تحيت به آنها مىگويى : اى بندگان خدا ! ولىّ خدا و خليفه‌اش مرا به سوى شما فرستاده تا حق خدا را كه در اموالتان است از شما بگيرم آيا در اموال شما حقى براى خدا وجود دارد كه به وليّش بدهيد » ؛ ( ثُمَّ تَقُولَ : عِبَادَ اللَّهِ ، أَرْسَلَنِي إِلَيْكُمْ وَلِيُّ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ ، لآِخُذَ مِنْكُمْ حَقَّ اللَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ ، فَهَلْ للَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ مِنْ حَقٍّ فَتُؤَدُّوهُ إِلَى وَلِيِّهِ ) .