را كه سالها در انتظارش بودم يافتم .
چقدر تفاوت است ميان اين سخن و سخن زورمندان از خدا بىخبر كه وقتى در چنگال مرگ گرفتار مىشوند ، مىلرزند و فرياد مىكشند و ذليلانه تقاضاى بازگشت به دنيا مىكنند .
مرحوم سيد رضى در پايان اين نامه مىگويد : « قال السيد الشريف رحمة اللَّه عليه : أقول : و قد مضى بعض هذا الكلام فيما تقدم من الخطب ، إلا أن فيه هاهنا زيادة أوجبت تكريره ؛ بخشى از اين سخن در گذشته در ضمن خطبههاى پيشين ( خطبهء 149 ) گذشت ولى به جهت اضافهاى كه در اينجا بود آن را تكرار نموديم » .
نكتهها
1 . قصاص يا عفو ؟
همان گونه كه در بالا اشاره شد حكم قصاص در اسلام براى حفظ جامعهء انسانى از شر اشرار تشريع شده است و همان گونه كه قرآن كريم مىفرمايد :
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِى الْأَلْبابِ » « 1 » و آنها كه در زمان ما با حكم قصاص مخالفت مىكنند ، در واقع ترحم بر پلنگ تيز دندان دارند و به بىگناهان جامعه كه گرفتار اين گرگصفتان مىشوند ، اهمّيّتى نمىدهند . همواره افراد شرورى پيدا مىشوند كه اگر احساس امنيت از قصاص كنند ، كسى نمىتواند جلودار آنها باشد . يكى از عوامل افزايش قتل نفس در بعضى از جوامع همان الغاى حكم حكيمانهء قصاص است .
ولى اسلام براى اينكه جلو خشونتها را تا حد ممكن بگيرد و كسانى را كه بر اثر هيجانهاى آنى يا فريب خوردن ، دست به قتل نفس زدهاند از نظر دور ندارد ، در كنار حكم قصاص ، حكم عفو را قرار داده است و اولياى خدا همواره اين
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 179 .