سپس افزود : « مردم بر او عيبها گرفتند و طعنه زدند » ؛ ( إِنَّ النَّاسَ طَعَنُوا عَلَيْهِ ) .
تقريباً همهء مورخان اسلام و عموم محققان نوشتهاند كه ايراد مردم بر عثمان عمدتا دو چيز بود : تقسيم ناعادلانهء بيت المال و بخشش بى حساب به اطرافيان و خويشاوندان خود و ديگر سپردن پستهاى كليدى حكومت اسلامى به افراد ناصالح از ميان خويشاوندان و پيروانش .
آنگاه امام عليه السلام مىفرمايد : « من در اين ميان يكى از مهاجران بودم كه براى جلب رضايت عثمان ( از طريق رضايت مردم از او و تغيير روشهاى نادرستش ) نهايت كوشش را به خرج دادم و كمتر او را سرزنش كردم ( مبادا مردم تحريك به قتل او شوند ) ولى طلحه و زبير ( خشونت در برابر او را به آخرين حد رساندند به گونهاى كه ) آسانترين فشارى كه بر او وارد مىكردند مانند تند راندن شتر بود و نرمترين حُدىها ، سخترين آن بود ( آوازى كه شتر را به شتاب وا مىدارد و خسته مىكند ) و از سوى عايشه نيز خشمى ناگهانى بود ( كه مردم را سخت بر ضد عثمان شوراند ) و به دنبال آن گروهى به تنگ آمدند و بر ضدّ او شوريدند و او را كشتند » ؛ ( فَكُنْتُ رَجُلًا مِنَ الْمُهَاجِرِينَ أُكْثِرُ اسْتِعْتَابَهُ « 1 » ، وَأُقِلُّ عِتَابَهُ ، وَكَانَ طَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ أَهْوَنُ سَيْرِهِمَا فِيهِ الْوَجِيفُ « 2 » ، وَأَرْفَقُ حِدَائِهِمَا « 3 » الْعَنِيفُ « 4 » . وَ كَانَ مِنْ عَائِشَةَ فِيهِ فَلْتَةُ « 5 » غَضَبٍ ، فَأُتِيحَ « 6 » لَهُ قَوْمٌ فَقَتَلُوهُ ) .
هامش
( 1 ) . « استعتاب » از مادهء « عتبى » به معناى سرزنش كردن گرفته شده و به اين مفهوم است كه از ديگرى مىخواهيم ما را آنقدر سرزنش كند كه راضى شود و سپس به معناى رضايت طلبيدن به كار رفته است .
( 2 ) . « وجيف » از مادهء « وجف » بر وزن « وقف » به معناى اضطراب گرفته شده و از آنجايى كه به هنگام سرعت سير ، اضطراب در سير كننده پيدا مىشود ، اين واژه به معناى سرعت نيز به كار رفته است .
( 3 ) . « حِداء » و همچنين « حُداء » بر وزن « دعا » به معناى آواز خواندن براى شتر به منظور سرعت بيشتر است .
سپس به معناى هر گونه برانگيختن و تحريك براى انجام كارى استعمال شده است .
( 4 ) . « عنيف » از مادهء « عنف » به معناى خشونت و شدت عمل گرفته شده .
( 5 ) . « فلتة » به معناى كارى است كه بدون مطالعه و ناگهانى انجام مىشود و « فلتات اللسان » سخنانى است كه از انسان بىمطالعه و از روى غفلت صادر مىگردد .
( 6 ) . « اتيح » از ريشهء « تيح » بر وزن « شىء » به معناى آماده شدن براى انجام كارى است و جملهء « فاتيح له قوم » به اين معناست كه گروهى براى كشتن عثمان آماده شدند .