به واسطهء جد اعلاى آنها كه الياس بن مضَر بود ( مطابق اين بيان هاشم با سيزده واسطه به الياس مىرسد ) همچنين بنى تميم نيز با واسطههاى زيادى به او مىرسند ؛ ولى از آنجا كه مسألهء رحم در اسلام بسيار اهميّت دارد امام عليه السلام حتى با اين مقدار واسطه باز هم آنها را رحم قريب شمرده است . علاوه بر اين ، بعضى گفتهاند كه در ميان هاشم و تميم از طريق دامادى و ازدواج دو فاميل با يكدگر رابطهاى برقرار بود . و بعضى نيز گفتهاند كه يكى از همسران على عليه السلام به نام ليلا بنت مسعود حنظليه از بنى تميم بود ؛ ولى با توجّه به اينكه ارتباط سببى به عنوان رحم شناخته نمىشود ؛ بلكه بايد رابطه نسبى باشد ، اين دو تفسير بعيد به نظر مىرسد .
ابن ابى الحديد و بعضى ديگر فضايل ديگرى براى طائفهء بنىتميم نيز برشمردهاند كه از مجموع آنها استفاده مىشود كه اين طايفه به راستى طايفهاى ممتاز بودهاند .
در ضمن از كلام امام عليه السلام اين نكته استفاده مىشود كه مسألهء صلهء رحم در اسلام بسيار گسترده است كه حتى با فاصلهء زياد در اجداد باز هم مشمول اين حكم اسلامى است كه امام عليه السلام مىفرمايد : اگر آن را مراعات نكنى در پيشگاه خدا مسئول هستى و مراعات آن مايهء خير و بركت است .
در پايان اين نامه ، امام عليه السلام به ابن عباس دستور مدارا كردن و خويشتندارى در برابر مخالفان به طور كلى و بنىتميم به طور خاص مىدهد و مىفرمايد :
« بنابراين اى ابوالعباس ، خدا تو را رحمت كند خويشتندار باش و مدارا كن در آنچه بر زبان و دست تو از خير و شر جارى مىشود زيرا هر دو در اين امور شريك هستيم و سعى كن كه حسن ظن من نسبت به تو پايدار بماند و نظرم دربارهء ( شايستگىهاى تو براى امر حكومت ) دگرگون نشود ؛ و السلام » ؛ ( فَارْبَعْ « 1 »
هامش
( 1 ) . « اربع » از مادهء « ربوع » به معناى مدارا كردن و خويشتندارى نمودن است .