آن گاه امام عليه السلام صفاتى براى طايفهء بنىتميم ذكر مىكند كه دليل بر شايستگى آنها براى عفو و گذشت و نيكى كردن است .
در نخستين صفت مىفرمايد : « طايفهء بنىتميم كسانى هستند كه هر گاه رييس نيرومندى از آنها غايب گردد ( و از دنيا برود ) مرد نيرومند ديگرى در ميان آنها ظاهر مىشود » ؛ ( وَ إِنَّ بَنِي تَمِيمٍ لَمْ يَغِبْ لَهُمْ نَجْمٌ إِلَّا طَلَعَ لَهُمْ آخَرُ ) .
تعبير به نجم ( ستاره ) اشاره به اين است كه آنها هميشه داراى شخصيتهاى برجستهاى بودند كه اگر يكى از آنها از بين مىرفته ، ديگرى جاى او را مىگرفته و به سبب همين ، مردان مدير و مدبّر هميشه در ميان قبايل عرب درخشيدهاند .
در دومين وصف آنها به شجاعتشان اشاره كرده و مىفرمايد : « و نه در عصر جاهليّت و نه در عصر اسلام كسى در نبرد بر آنان پيشى نمىگرفت » ؛ ( وَ إِنَّهُمْ لَمْ يُسْبَقُوا بِوَغْمٍ « 1 » فِي جَاهِلِيَّةٍ وَ لَا إِسْلَامٍ ) .
با توجّه به اينكه « وغم » در لغت هم به معناى جنگ تفسير شده و هم به معناى حقد و حسد ، اين احتمال در تفسير جملهء بالا داده شده است كه آنها جمعيتّى انتقامجوى كينهتوزند و اگر كسى مزاحم آنان شود سخت در مقابل او مىايستند و فتنه برپا مىكنند ؛ ولى با توجّه به اينكه امام عليه السلام در اين چند جمله در مقام مدح آنهاست اين تفسير به نظر درست نمىرسد .
در سومين و آخرين وصف مىفرمايد : « ( اضافه بر اينها ) آنها با ما پيوند خويشاوندى نزديك و قرابت خاص دارند كه ما نزد خداوند بوسيلهء صلهء رحم نسبت به آنها مأجور خواهيم بود و با قطع آن مؤاخذه خواهيم شد » ؛ ( وَ إِنَّ لَهُمْ بِنَا رَحِماً مَاسَّةً « 2 » ، وَ قَرَابَةً خَاصَّةً ، نَحْنُ مَأْجُورُونَ عَلَى صِلَتِهَا ، وَ مَأْزُورُونَ « 3 » عَلَى قَطِيعَتِهَا ) .
مفسران نهجالبلاغه دليل اين خويشاوندى را اين مىدانند كه بنى تميم و بنى هاشم
هامش
( 1 ) . « وغم » اين واژه هم به معناى جنگ آمده و هم به معناى كينه .
( 2 ) . « ماسّة » در اينجا به معناى نزديك و قريب است از ريشهء « مسّ » به معناى تماس گرفته شده است .
( 3 ) . « مازورون » به معناى گناهكاران از مادهء « وزر » به معناى گناه گرفته شده است .